خدا !
خدا !
خدایا صدامونو میشنوی ؟
دلامونو ببین
قلمموی جادوییتو بردار و دلامونو رنگین کن ..
بارون بخشش ببار و گناهامونو ببخش ..
نهالِ سبز بکار گوشهی زندگیمون
فکرای خوب و پاک بکار توی مغزامون
خودت کمک کن توی راهِ خودت درست قدم برداریم ، کمک کن مقصدمون خودت باشیو خودت ..
ما کسی رو نداریم جز تو !
-من
چتر واسه من یه وسیله ی بی استفادس
آدم باید بره زیر بارون داد بزنه خدایا دمت گرم و موش آبکشیده شه.
هدایت شده از سیارکِ ب۶۱۲
اگه قلب ها ، آدم بودن
قلبِ من یه مامان بزرگ می شد که دوتا میلِ بافتنی دست ش گرفته و سبد-سبد با کاموا های رنگی رنگی رویا می بافه.
-خودنویس
|تعلّق|
اگه قلب ها ، آدم بودن قلبِ من یه مامان بزرگ می شد که دوتا میلِ بافتنی دست ش گرفته و سبد-سبد با کامو
قلبِ من یه خیاط میشد که هرروز چرخ خیاطیشو روشن میکنه و با پارچههای گل گلی و رنگی رنگی دونه دونه رویاهای مختلف میدوزه و میپوشونه به تنِ زندگیش.
-من
هدایت شده از 'درماندگی آموخته شده'
من حتی سرد یا گرم بودن پاییز و زمستون برام مهم نیس؛من دلم بارون میخواد،دلم میخواد با صدای بارون بخوابم،دلم میخواد با صدای بارون بیدار شم،دلم گفتگوهای تو ماشینی زیر بارون با شیشه های بخار گرفته میخواد،دلم قهوه و چایی خوردن و خیس شدن زیر بارون میخواد،من فقط دلم بارون میخواد.