زمانی که اون دیوار نامرئی من و از تو جدا میکنه.
روح تو تسخیر میشه ، بدنت تحت فشاره ، چشم هات کاملا سفیدن و روحت داره بدن منو ضعیف و ضعیف تر میکنه.
باید این صحنه درد ناک و نگاه کنم.
اشک بریزم.
سعی کنم خودمو بهت برسونم و در اخر چی؟
در اخر از شدت فشار جفتمون پخش زمین و سرنوشت من مرگ و سرنوشت تو عذابه.