تمام شد ای تمام هستی ِمن ، اباعبدالله ..
ذرهای امید داشتم ، ك میایم ..
قَسَمَت دادم چقدر ، حتما صلاح نبوده ..
وعدهمان همان جا ..
ز ِچشم ِخود گله دارم نه از تو ای گل نرگس ؛
که با منی همه جا و نبینمت به کجایی ..
بالاخره بعد سه ماه دوری ،
شهدا طلبیدند تا برم گلزار شهدا : )
اگر حرفی دارین ك بهشون بزنم ،
ناشناس داخل بیو کانال ِ.
راحت حرفاتونو بزنین ، کسی جز من نمیخونه ..
به عنوان یه خواهر رو من حساب کنین ..