آتشبس فعلی بر اساس طرح اولیه پاکستان، قرار بود ۴۵ روزه باشد. آمریکا ۴۵ روز را پذیرفته بود ولی ایران نپذیرفته بود. بنابراین برای راضی شدن ایران، آتشبسی دو هفتهای پیشنهاد شد که ایران آن را پذیرفت. امروز ۳۵ روز از آتشبسی که ایران در بدو امر ۴۵ روزه بودن آن را نپذیرفته بود و فقط در حد ۲ هفته آن را قبول داشت، گذشت. متاسفانه این روند (کشدار کردن وضعیت نه جنگ، نه صلح به صورت خُرد خرد) قابل پیشبینی بود.
باشد که چنین تجربیاتی در آینده تکرار نشوند.
نکته: به نظر میرسد لازم است از حوالی ۴۵ روزه شدن آتشبس، سطح آماده باش نیروهای ایرانی بالاتر رود.
@beshaaratha
اشاره پالسگونه به پاکستان در پیام نوروزی رهبر انقلاب
من قبول ندارم که لااقل «آغاز» مذاکرات فعلی با واسطهگری پاکستان، بدون موافقت و رضایت رهبر انقلاب بوده باشد. دلیل آن هم اشاره ویژه و غیرقابل پیشبینی ایشان به پاکستان در پیام نوروزیشان است. میتوان تصور کرد چنین فرآیندی رخ داده است:
پاکستان برای حصول اطمینان خاطر از بیهوده نبودن فرایند مذاکرات، به طرفهای ایرانی پیشنهاد داده که اگر واقعا نماینده جمهوری اسلامی در این امر هستند و رهبر نیز آنها را به رسمیت میشناسد و با آنها همراه است، نشانهای از آن در اولین پیام مکتوب ایشان وجود داشته باشد که در این مورد، آن نشانه، اشاره ویژه به پاکستان در پیام رهبری، ۱۹ روز قبل از قبول آتشبس بود.
@beshaaratha
جاده صافکنی ترامپ برای ایران
در دنیایی که ترامپ میتواند ونزوئلا را به عنوان ایالت پنجاه و یکم آمریکا اعلام کند، ایران به طریق اولی میتواند بحرین را استان سی و دوم و آذربایجان را استان سی و سوم ایران اعلام کند. چرا که نه؟ ونزوئلا سابقا در قلمرو آمریکا نبوده و این دو در قلمرو ایران بودهاند. شواهد و قرائن هم نشان میدهند اکثریت جمعیت این دو منطقه که شیعه نیز هستند، در صورت رفراندوم با بازگشت به مام میهن موافق خواهند بود.
@beshaaratha
بشارتها
بسم الله الرحمن الرحیم کانال بشارتها، از دی ماه ۱۳۹۵ در تلگرام به روزرسانی میشود. در این کانال، ع
تعداد قابل توجهی یادداشت با موضوع مکه و جایگاه اسماعیل در متون یهودی در آرشیو تلگرامی بشارتها موجود است که انشاءالله از امروز که دحوالارض است تا روز عید قربان و احتمالا عید غدیر، آنها را در اینجا بازنشر خواهم کرد. کما اینکه موضوع اصلی این کانال نیز قرار بوده اینگونه موضوعات باشند.
@beshaaratha
بشارتها
بسم الله الرحمن الرحیم کانال بشارتها، از دی ماه ۱۳۹۵ در تلگرام به روزرسانی میشود. در این کانال، ع
تناقض تورات در مورد ذبیح
اهمیت بالای اقدام ابراهیم به قربانی پسرش، به این دلیل بودهاست که آن پسر، در آن زمان، تنها پسر و فرزند او بوده و ابراهیم و همسرش نیز در سن و شرایطی بودهاند که پس از قربانی این فرزند، دیگر امیدی به داشتن فرزندی جدید نداشتهاند. این واقعیتی است که در روایت توراتی از قربانی پسر ابراهیم نیز به آن اشاره شدهاست.
در باب ۲۲ از کتاب پیدایش تورات، فرشته خدا خطاب به ابراهیم می گوید:
«اکنون دانستم که از خداوند میترسی. چون پسرت، "یگانهات" را از من دریغ نکردی» (فراز ۱۲)
«فرشته خدا بار دوم، اوراهام را از آسمان صدا زد.
گفت: گفته خدا این است: به خودم سوگند یاد کردم، نظر به اینکه این کار را انجام دادی و پسرت، "یگانهات" را دریغ نکردی
پس حتما برکتت خواهم کرد و نسلت را چون ستارگان آسمان بسیار زیاد و چون ریگی که بر لب دریاست خواهم نمود...» (فرازهای ۱۴ تا ۱۶)
در این باب از کتاب پیدایش، سه بار، از لفظی (יחידך) با معنای «یکی یک دانهات»، «تنها پسرت» و «تک پسرت» در مورد پسری که ابراهیم قرار بود قربانیاش کند یاد شده است (که دو مورد آن از نظرتان گذشت).
بر اساس مندرجات باب ۱۶ و باب ۲۱ از همین کتاب، اسماعیل اولین پسر ابراهیم و ۱۴ سال بزرگتر از اسحاق بوده است. بر این اساس، تنها کسی که میتواند مصداق «یکی یک دانه» و «تک پسر» ابراهیم بوده باشد، اسماعیل است نه اسحاق. اما تناقض تورات در اینجا است که در عین استفاده از وصف «تک پسر» در مورد ذبیح و برای بالا نشان دادن اهمیت کار ابراهیم با به کار بردن این وصف، ذبیح را اسحاق معرفی کرده است که هیچگاه نمیتوانسته تک پسر پدرش باشد!
نگاشته حامد فتاحی
۳۱ مرداد ۱۳۹۷
#ذبیح
#اسماعیل
@beshaaratha
اعاده حیثیت از اسماعیل، موضوعی تفننی و تفریحی و درجه دو نیست. موضوع روز و آینده و جهانی است.
ما مسلمانان معمولا بیخبر یا غافلیم که در ادبیات دینی مسیحیت و یهودیت:
اولا دوگانه اسحاق و اسماعیل (اسحاقیها و اسماعیلیها) وجود دارد،
ثانیا در این دوگانه، طرف فروتر یا طرف شر، اسماعیل است،
ثالثا منظور از اسماعیل و بنیاسماعیل و اسماعیلیها، تمام مسلمانان هستند.
اذهان مذهبیهای مسیحی و یهودی جهان، خودآگاه و ناخودآگاه، بسیاری از معضلات و مناقشات جهانی را بر اساس همین سه گزاره، قضاوت میکند.
۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
#ذبیح
#اسماعیل
@beshaaratha
بشارتها
تناقض تورات در مورد ذبیح اهمیت بالای اقدام ابراهیم به قربانی پسرش، به این دلیل بودهاست که آن پسر،
بنیاسرائیل، اعقاب ۱۲ پسر یعقوب (اسرائیل) هستند.
بر اساس مطالب باب ۲۹، ۳۰ و ۳۵ از کتاب پیدایش، تنها دو نفر از این ۱۲ پسر، فرزندان همسر محبوب یعقوب (راحل) هستند. چهار نفر از آنها فرزندان زن نامحبوب یعقوب (لئا) هستند. شش پسر دیگر نیز کنیز زاده اند (فرزندان دو کنیز به نامهای بیلها و زیلپا).
قبلا گفتیم از آنجا که بر اساس همین کتاب آفرینش، اسماعیل فرزند اول ابراهیم است، تنها فرزند ابراهیم که میتواند مدتی «تک فرزند» او محسوب شده باشد اسماعیل است. «تک فرزند»، وصفی است که در باب ۲۲ کتاب آفرینش در مورد ذبیح آمده است. اما تناقض اینجا است که در همین باب، نام «تک فرزند»، اسحاق بیان شده است!!
گویا کسانی برای حل این تناقض فاحش، به این استدلال متمسک شدهاند که چون ساره (مادر اسحاق)، همسر محبوب ابراهیم بوده و از طرف دیگر هاجر (مادر اسماعیل) کنیز و احیانا نامحبوب ابراهیم بوده است، اساسا فرزند هاجر، فرزند ابراهیم محسوب نمیشود و بنابراین اسحاق با وجود اسماعیل، تک فرزند ابراهیم بوده است! (بگذریم که در همین کتاب آفرینش، اسماعیل بارها فرزند ابراهیم معرفی شده است.)
خوب با همین استدلال، تنها دو سبط و با تخفیف زیاد شش سبط از ۱۲ سبط بنیاسرائیل، واقعا بنیاسرائیل هستند.
جالب اینجا است که دو سبط مهم از این ۱۲ سبط، یعنی سبط یهودا (که پادشاهان بنیاسرائیل از این سبط بودند) و سبط لوی (که موسی و هارون و کاهنان بنیاسرائیل از آن هستند) از همسر به اصطلاح نامحبوب یعقوب هستند!
روشن است کسانی که چنان راه حلی را برای آن تناقض برگزیدهاند، نتیجه اخیر راه حل خود را نخواهند پذیرفت و دچار دوگانگی هستند.
حامد فتاحی
۳ دی ۱۳۹۷
#ذبیح
#اسماعیل
@beshaaratha
بشارتها
بنیاسرائیل، اعقاب ۱۲ پسر یعقوب (اسرائیل) هستند. بر اساس مطالب باب ۲۹، ۳۰ و ۳۵ از کتاب پیدایش، تنها
قدمت یک استدلال
این استدلال که با «یکی یک دانه» معرفی شدن ذبیح (فرزند قربانی) در تورات، او نمیتواند اسحاق بوده باشد و اینکه تورات او را اسحاق معرفی کرده تناقض است (چرا که اسماعیل زودتر از اسحاق به دنیا آمده و فقط او میتوانسته تا قبل از تولد اسحاق، یکی یک دانه ابراهیم باشد)، حداقل تا میانه قرن ۷ هجری قمری سابقه دارد.
در تصویر، فصل کوتاه ۳۳ از باب ۱ کتاب «سعد السعود»، تالیف «سیدبن طاووس» را میبینید که مولف همین استدلال را بیان کردهاست.
سعد السعود حوالی سالهای ۶۵۰ تا ۶۶۰ هجری قمری، تالیف شدهاست. تصویر را از نسخه منتشر شده در سال ۱۳۷۹ شمسی در قم، به تحقیق «فارس تبریزیان» (انتشارات عترت) برداشتهام.
البته ابن طاووس در اینجا به نکته دیگری نیز اشاره کردهاست. اینکه در نسخهای که او از تورات در دسترس داشته و به آن اشاره و استناد کرده، اسحاق، فرزند اول (بکر) ابراهیم نیز معرفی شده است! آیا امروز برای این ادعای ابن طاووس، مویدی وجود دارد؟ به این موضوع به شرط حیات انشاءالله در فرصتی مناسب خواهیم پرداخت.
حامد فتاحی
۱۳ فروردین ۱۴۰۳
#ذبیح
#اسماعیل
@beshaaratha
مکه در قرآن و زبور-۱
نگاهی به آیات ۹۶ تا ۱۰۰ سوره آل عمران و مزمور ۸۴ از کتاب مزامیر عهد عتیق
ابتدا متن کامل آیات ۹۶ تا ۱۰۰ آل عمران را میآوریم و بعد به نکاتی در آنها که مرتبط با موضوع یادداشت است اشاره میکنیم:
إِنَّ أَوَّلَ بَيتٖ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكٗا وَهُدٗى لِّلعَٰلَمِينَ ٩٦ فِيهِ ءَايَٰتُۢ بَيِّنَٰت مَّقَامُ إِبرَٰهِيمَۖ وَمَن دَخَلَهُۥ كَانَ ءَامِنٗا وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلبَيتِ مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيهِ سَبِيلٗا وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ ٱلعَٰلَمِينَ ٩٧ قُل يَٰٓأَهلَ ٱلكِتَٰبِ لِمَ تَكفُرُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ شَهِيدٌ عَلَىٰ مَا تَعمَلُونَ ٩٨ قُلۡ يَٰٓأَهلَ ٱلكِتَٰبِ لِمَ تَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ مَن ءَامَنَ تَبغُونَهَا عِوَجٗا وَأَنتُم شُهَدَآءُۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعمَلُونَ ٩٩ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِن تُطِيعُواْ فَرِيقٗا مِّنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلكِتَٰبَ يَرُدُّوكُم بَعدَ إِيمَٰنِكُم كَٰفِرِينَ ١٠٠
اما نکاتی در مورد آیات فوق الذکر:
۱- شاید برای مخاطب جالب باشد که او را توجه دهیم در قرآن کریم تنها دو بار به نام شهر حج، با نامهای خاص آن تصریح شدهاست. سایر اشارات، با اوصافی همچون بلد امین، ام القری و... است. یکی از دو مورد مذکور، همین آیه ۹۶ سوره آل عمران است. در این آیه به اینکه بیت در این شهر واقع شده، اشاره شده. در مورد دوم به مناسبت دیگری به شهر مکه (صلح حدیبیه) اشاره شده. پس تنها جایی در قرآن که به واقع شدن بیتی که حج گذاردن در آن فریضه شده به همراه نام شهر آن اشاره شده همین آیه است. در این موضع نیز، به مکه با نام نامتعارفتر آن، بکه اشاره شده. پس نام شهر حج گذاشتن، فقط یکبار در قرآن آمده که آن هم با عنوان بکه است.
۲- در این اشاره، کلمات «بیت» و «مبارک» را در خاطر نگه دارید. (آیه ۹۶)
۳- در آیه بعدی این عبارت آمده: «و لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا / و برای خدا بر مردم است که حج خانه را بگذارند؛ کسانی از آنها که توانایی داشتن راهی به سوی آن را دارند»
کلمه راه (سبیل) را در این آیه به خاطر بسپارید.
۴- بلافاصله بعد از این آیات، سرزنش اهل کتاب آمده. در بحث ما به خصوص این عبارات جالب توجه هستند:
«بگو ای اهل کتاب، برای چه از راه (سبیل) خدا باز می دارید؟ برای کسی که ایمان آورده، آن را کج و معوج می کنید در حالی که شاهد هستید.» (آیه ۹۹)
آیا این سرزنش، با آیات قبلی که مربوط به واقع شدن خانه در بکه و لزوم حج گذاردن بر آن است ارتباطی دارد؟ به دو دلیل این ارتباط محتمل است: اولا اینکه این سرزنش بلافاصله پس از اطلاع دادن از واقع شدن بیت در بکه صورت گرفته، ثانیا وجود کلمه مشترک سبیل که اولی برای بیان اینکه حج گذاشتن بر کسانی واجب است که توانایی راه یافتن به بکه را دارند و در سرزنش نیز از بازداشتن از راه خدا سخن رفته است. به هر حال در این سرزنش به این نکته اشاره شده که چیزی هست که اهل کتاب شاهد آن هستند (یعنی آن را می دانند ولی خلاف آن وانمود و عمل می کنند.) این شاهد بودن را در نیز در خاطر داشته باشید.
ادامه در پست بعدی
#اسماعیل
@beshaaratha
بشارتها
مکه در قرآن و زبور-۱ نگاهی به آیات ۹۶ تا ۱۰۰ سوره آل عمران و مزمور ۸۴ از کتاب مزامیر عهد عتیق ابتد
مکه در قرآن و زبور-۲
نگاهی به آیات ۹۶ تا ۱۰۰ سوره آل عمران و مزمور ۸۴ از کتاب مزامیر عهد عتیق
حالا فرازهایی از مزمور ۸۴ از عهد عتیق و پس از آن ذکر نکات مورد نظر:
«ای خداوند لشکرها، چه دلپذیر است مسکنهای تو!
جان من مشتاق بلکه مدهوش گشته است برای صحنهای خداوند!...
خوشا به حال آنان که در خانه تو ساکنند و همواره تو را می ستایند...
خوشا به حال مردمانی که نیرویشان از توست و دلشان در شاهراههای تو.
چون از وادی بکا میگذرند، آن را به چشمه بدل میسازند
و باران برکات نیز آن را میپوشاند.
از قوت تا به قوت پیش می روند و هر یک در پیشگاه خدا در صهیون حاضر میشوند...» (مزمور ۸۴، فرازهای ۱ تا ۷)
نکات مورد نظر از فرازهای یاد شده:
۱- همچنانکه از فراز اول مزمور مشخص است، سخن از مسکنهای خدا است، نه مسکن خدا (گرچه مثلا در برخی ترجمههای جدید فارسی، مسکن ترجمه شده، لابد بدون هیچ غرضی)، پس نمیتوان کل مزمور را به مسکن خدا در صهیون یا اطراف آن با اسامی جعلی و جدیدالاختراع فروکاست.
۳- صراحتا کلمه بکا را در این فرازها میبینیم. تفاوت بکا و بکه کاملا قابل اغماض است. به خصوص از لحاظ جنس حروف پایانی دو کلمه که در انتقالهای بین زبانی زبانهای سامی و حتی در اینکه کلمه ای با حرف پایان ه در همان زبان عبری جایی با الف نیز نوشته شود (یا بالعکس) متداول است.
۲- تبدیل وادی بکا به چشمهساران، نمیتواند تداعی کننده ماجرای جوشش چشمه زمزم در مجاورت کعبه یا جوشش چاه لحی به کرامت اسماعیل و هاجر (به روایت تورات) نباشد.
۳- گفته بودیم کلمات خانه، مبارک و سبیل را از آیات سوره آل عمران در خاطر داشته باشید. در مزمور ۸۴ به خانه، به ریزش باران برکت بر بکا و به شاهراههای خدا اشاره شده.
۳- اگر عنایت داشته باشیم که این مزمور، در مورد یک خانه یا حرم نیست (آنچنانکه برخی توجیهگران بر خلاف نص مزمور اصرار دارند)، انسجام درونی متن آن بیشتر میشود. مثلا میتوان وجه اشاره به شاهراهها را مسیری دانست که در آن دو خانه خدا قرار دارد. یا عبارت «از قوت تا به قوت پیش میروند» را نیز طی مسیر از یک حرم تا حرمی دیگر تلقی کرد.
در این مزمور البته به کلماتی همچون مذبحها یا صحنهای (در عبری: حصروت) خدا اشاره شده که آنها را برجسته یا نقل نکردیم چون میتوان متصور شد یک خانه، چند مذبح یا صحن داشته باشد، با این حال با توجه به تصریح ابتدای مزمور که سخن از مسکنهای خدا است، ترجمه مناسبتر برای کلمه جمع حصروت (که یادآور ريشه حضر در عربی و مشتقات آن همچون حضرت و محضر و ... است) را حرمها یا بارگاهها پیشنهاد میکنیم.
ادامه در پست بعدی
#مکه
#اسماعیل
@beshaaratha
بشارتها
مکه در قرآن و زبور-۲ نگاهی به آیات ۹۶ تا ۱۰۰ سوره آل عمران و مزمور ۸۴ از کتاب مزامیر عهد عتیق حالا
مکه در قرآن و زبور-۳
نگاهی به آیات ۹۶ تا ۱۰۰ سوره آل عمران و مزمور ۸۴ از کتاب مزامیر عهد عتیق
از نظر مترجمان عهد عتیق به زبانهای مختلف، در کتاب اشعیاء، باب ۲۵، فراز ۵ و باب ۳۲ فراز ۲، کلمه عبری صهیون، اسم خاص تلقی نمیشود و بیابان خشک ترجمه میشود.
توضیح اینکه کلمه ציון اگر به شکل צָיֹ֔ון نقطه گذاری شود (حرف صاد مفتوح تلفظ شود) معنی بیابان خشک و اگر به شکل צִיּוֹן نقطه گذاری شود (حرف صاد مکسور تلفظ شود) به معنی تپه صِهیون در اورشلیم است.
در حالت اول این کلمه از ریشه ציה (ص.ی.ه) است و کاربردهای مشتقات این ریشه در کتاب مقدس عبری به دو موردی که در ابتدا اشاره شد نیز محدود نیست و در حالت دوم از ریشه צין (ص.ی.ن) است.
توجه داشته باشیم که نقطهگذاری کلمات تورات عبری، امری است که حدودا در قرن 10 میلادی تمام و تثبیت شده است.
یکبار دیگر باب ۸۴ کتاب مزامیر در مورد وادی بکه را با عنایت به این نکات بخوانید. به خصوص این فرازها را:
«خوشا به حال مردمانی که نیروی شان از توست...چون از وادی بکه میگذرند، آن را به چشمه بدل می سازند و باران برکات نیز آن را میپوشاند. از قوت تا به قوت پیش می روند و هر یک در پیشگاه خدا در صهیون (بیابان خشک) حاضر میشوند.»
البته سیاق متن نیز نشانههایی از خشک بودن وادی بکه دارد، چرا که سخن از برکت و کرامت کسانی است که چنین جای خشکی را به چشمه تبدیل میکنند و البته تداعی کننده کرامت به وجود آمدن چاه لحی در سفر پیدایش به برکت هاجر و اسماعیل.
«ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتک المحرم» (سوره ابراهیم، آیه ۳۷)
حامد فتاحی
انتشار اولیه: ۲۸ بهمن ۱۴۰۳
نسخه کاملتر یادداشت: ۹ آبان ۱۴۰۴
#مکه
#اسماعیل
@beshaaratha