واقعیت این است که دست آمریکا و اسرائیل در انجام هرگونه عملیات زمینی در ایران به نسبت ۸۰ روز پیش (آغاز جنگ رمضان) و ۴۰ روز پیش (آغاز آتشبس) بسیار بستهتر است. ایران در مقایسه با آن دورهها خود را برای مواجهه با عملیات زمینی بسیار آمادهتر کردهاست و هرچه زمان بگذرد آمادهتر نیز خواهد بود. حتی اگر تجاوزی زمینی انجام شود، هزینه و سختی بیشتری برای دشمن خواهد داشت نسبت به سابق.
تفاوت دیگر با ۸۰ روز پیش این است که اگر دشمن در آن زمان، دو هدف حداقلی داشت (تسلیم ایران در موضوع هستهای و موشکی)، حالا هدف باز شدن تنگه هرمز هم به آن دو هدف اضافه شده. یعنی درگیری با ایران، او را دچار قوزی بالای قوز، کرده.
در نبرد پیش رو، ایران اگر بتواند دوباره برگ جدیدی رو کند و به دشمن بفهماند با هر بار تهاجم، مشکلی حل نخواهد شد، بلکه حداقل یک مشکل بزرگ به مشکلات قبلیاش اضافه خواهد شد، به نحو موثری به قدرت و بازدارندگی ایران افزوده خواهد شد. بنابراین ایران حتما باید برگ جدیدی رو کند.
ضمنا باید تعارف را کنار گذاشت و محکم بود و صلابت داشت. پزشکیان و پزشکیانمخفیها، ولو انسانهای سلیمالنفسی باشند، آدمهای به دردبخوری برای چنین شرایطی نیستند.
@beshaaratha
بشارتها
مجارستانِ اوربان و اسرائیل انتخابات اخیر مجارستان، بالاترین میزان مشارکت مردمی مجارها را از بعد سقو
گزارش نیویورک تایمز را در مورد احمدینژاد، واقعیتهای بیرونی قابل توجهی تایید میکنند. به نظر میآید در آمریکا-اسرائیل، سه آلترناتیو برای جمهوری اسلامی یا دوران گذار پس از آن مورد نظر هستند:
رضا پهلوی
جریان روحانی و ظریف
احمدینژاد
درجات این در نظر داشتن متفاوت است و ممکن است در زمانهای مختلف رتبهبندی هر یک تغییر کند. ضمنا روی این سه گزینه قطعیت و اجماع وجود ندارد و میتوانند موضوع رقابتهای داخلی آمریکا باشد. مثلا به نظر میآید گزینه مطلوب دموکراتها که جریان غالب رسانههای آمریکا و از جمله نیویورک تایمز، دست آنها است جریان روحانی است و گزینه باند ترامپ-نتانیاهو لااقل در دورهای احمدینژاد بوده باشد و گزارش نیویورک تایمز نیز به هدف سوزاندن این گزینه بوده باشد.
فعلا یادداشتی را که به آن ریپلای زدهام، بخوانید با توجه به این نکته که تنها کشور اروپایی (به جز ترکیه نیمه اروپایی و مسلمان) که بعد ریاست جمهوری احمدینژاد او را به خاک خود دعوت کرد، آن هم دو بار، به فاصلهای کوتاه (بهار ۱۴۰۳ و بهار ۱۴۰۴) مجارستان است. آن هم به دعوت همان دانشگاهی که در حد فاصل دو سفر احمدینژاد، به نتانیاهو دکترای افتخاری داده بود و در یادداشت به آن اشاره شده.
علاقهای به نوشتن بیشتر در این مورد ندارم ولی اگر احساس کردم لازم است انشاءالله بیشتر خواهم نوشت. امیدوارم این گزارش، فرصتی برای به خود آمدن، توبه و عاقبت به خیری، برای آقای احمدینژاد فراهم کرده باشد یا اصلا نشانهای از آن باشد. به هر حال ایشان در دورهای قابل توجه، شخصیتی بودهاست که کمتر از امثال آقایان لاریجانی یا شمخانی یا خرازی، مورد طمع غرب بودهاست.
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
#احمدی_نژاد
@beshaaratha
پیام تسلیت و محکومیت احمدینژاد آن هم ساعاتی بعد از شهادت پنج نفر از محافظانش در جریان فجایع ۹ اسفند ۱۴۰۴
پیام تسلیت و محکومیت خاخام یهودیان ایران، بعد از همان فجایع
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
#احمدی_نژاد
@beshaaratha
بشارتها
چاه زمزم در تفسیر مشهور یهودی تفسیر ابراهیم بن عزرا بر تورات در قرن ۱۲ میلادی، در کنار تفسیر راشی ی
به بهانه نزدیک شدن عید اضحی
ترجمه فارسی «ماشاءالله رحمانپور» و «موشه زرگری» (هر دو یهودی) از پنج سِفر تورات، ترجمهای کمتر دیده شده از این کتاب است که اولین انتشار آن در دهه ۱۳۶۰ شمسی بودهاست.
باب ۲۲ از سِفر پیدایش، روایت قربانی پسر ابراهیم است. در این ترجمه، فراز ۱۴ از باب ۲۲، به گونهای ترجمه شده که میتواند توجه مخاطب را نسبت به سایر ترجمهها به خود جلب کند:
«اوراهام نام آن محل [محل قربانی] را خدا ییرئه نامید. در آینده امروز شهرت خواهد یافت و در این کوه خدا متجلی خواهد شد.»
میتوان گفت آنچه بر اساس این ترجمه پیشگویی شده (شهرت یافتن روز قربانی در آینده)، فقط با مشخص شدن تاریخ آن روز در سنت محمدی (۱۰ ذیالحجه) و بزرگداشت آن روز (عید اضحی/قربان) در این سنت، محقق شدهاست.
یهودیان در اعیاد خود، عید و جشنی در سالگرد واقعه قربانی ندارند، اما عید قربان، یکی از دو یا سه عید بزرگ و مشهور مسلمانان است که امروز بسیاری از غیرمسلمانان جهان نیز آن را میشناسند. حتی میتوان در تاویلی ذوقی، عنوان اضحی بر عید قربان را در سنت اسلامی، کنایهای از روشنی و وضوح و درخشندگی این روز و به عبارت دیگر، شهرت و نامی شدن آن قلمداد کرد یا آن را مرتبط با تجلی وعده داده شده خدا در آن کوه دانست. (با فلسفههای نامگذاری این روز به اضحی آشنا هستم و این نکته را صرفا به عنوان یک فرضیه، طرح کردم).
حامد فتاحی
۲۸ خرداد ۱۴۰۳
@beshaaratha
اگر کسی انکار کند «مهر فردا» را حلقه اول اطرافیان آقای احمدینژاد اداره میکنند، کذاب است و مخاطب خود را سادهلوح در نظر گرفته.
بعد از جنایات بیسابقه آمریکا در جنگ ۱۲ روزه، سطح انزجار و تبرای این رسانه از ترامپ در حدی بود که وقتی ترامپ به علیرضا فغانی مدال داد، به جای اعتراض به همراهی و ذوقزدگی فغانی یا حداقل سکوت در برابر آن، ذوقزده خبر قدیمی تماس احمدینژاد با فغانی را بازنشر کرد. البته این پست پس از اعتراضات مخاطبان حذف شد منتها آنچه که دیگر نمیشود آن را حذف کرد این است که آقای احمدینژاد علیرغم ادعای سکوت، در محکومیت ترور ترامپ خبیث توییت زد ولی در همان ایام ترجیح داد در برابر ترور هنیه در تهران سکوت کند.
از این رو است که در مورد گزارش نیویورک تایمز بر این نظرم که خودکردگان را تدبیر نیست.
۱ خرداد ۱۴۰۵
#احمدی_نژاد
@beshaaratha
بشارتها
اگر کسی انکار کند «مهر فردا» را حلقه اول اطرافیان آقای احمدینژاد اداره میکنند، کذاب است و مخاطب خو
بر این نظرم که حداقل از سال ۱۳۹۹ و به نحو شدیدتری از سال ۱۴۰۲ تا پیام تسلیت ۱۰ اسفند ۱۴۰۴، آگاهانه چنین اشارات نظری از سوی جریان احمدینژاد به سمت غرب و آمریکا ارسال شدهاند و احتمالا سفرهای بهار ۱۴۰۳ و بهار ۱۴۰۴ مجارستان به خصوص سفر دوم، نشانهای از این هستند که این اشارات نظر، بالاخره مورد توجه طرف مقابل واقع شده بودند. صرف نظر از اینکه آیا قبول شدهاند یا نه.
۱ خرداد ۱۴۰۵
#احمدی_نژاد
@beshaaratha
جهت اطلاع دوستان:
دیدارهای مردمی جناب احمینژاد، سر کوچه (بیرون و روبهروی ساختمان محافظها) برگزار میشدند، نه داخل ساختمان محافظها. بنابراین ساختمان ویران شده را نمیتوان «ساختمان ملاقات مردمی» نامید.
این ملاقاتها بعد از جنگ ۱۲ روزه تعطیل شده بودند.
در زمان برگزاری هم ساعت ۷ تا ۹ برگزار میشدند.
آقای قلهکی هم با توجه به سوابق، دلش برای احمدینژاد نسوخته. احتمالا نگران این است که گزارش نیویورک تایمز، تمرکزها را از روی باند روحانی-ظریف بردارد.
۲ خرداد ۱۴۰۵
#احمدی_نژاد
@beshaaratha
بشارتها
به بهانه نزدیک شدن عید اضحی ترجمه فارسی «ماشاءالله رحمانپور» و «موشه زرگری» (هر دو یهودی) از پنج س
معضل علت وفات ساره در متون تفسیری تورات
(با دقت خوانده شود)
تورات به صورت ضمنی میگوید فاصله زمانی واقعه قربانی فرزند ابراهیم تا زمان درگذشت ساره، سالهایی طولانی بودهاست.
قربانی در تورات (کتاب آفرینش) با صفت «نوجوان» (נער) وصف شدهاست. ساره نیز در ۱۲۷ سالگی درگذشته است. در آن زمان، اسحاق ۳۷ ساله و اسماعیل ۵۱ ساله بوده است.
اگر فرزند قربانی، اسحاق بوده باشد در زمان درگذشت ساره، حداقل حدود ۲۰ سال و اگر اسماعیل بوده باشد حداقل حدود ۳۵ سال از نوجوانی این فرزند و به عبارت دیگر از واقعه قربانی میگذشته است.
با این حال متون تفسیری یهود این زمان حداقل ۲۰ تا ۳۵ ساله را بسیار کوتاه کردهاند و علت فوت ساره را شنیدن خبر به قربانگاه رفتن فرزندش اسحاق بیان کردهاند. بیان چنین علتی برای مرگ ساره، هزینههای زیادی را تحمیل میکند. با این حال علمای یهود، حاضر به پرداخت این هزینه بودهاند.
اولین هزینه این است که با اصرار بر این علت فوت، سن به قربانگاه رفتن اسحاق، باید ۳۷ سالگی بوده باشد. چرا که اسحاق در زمان درگذشت ساره، ۳۷ ساله بوده است. این سنی است که متون تفسیری یهود برای اسحاق در زمان قربانی پیشنهاد میکنند! با این حال این سن با وصف «نوجوان» (נער) از فرزند قربانی در تعارض است.
هزینه دیگر این است که با پذیرفتن این علت فوت، ربکا باید در خردسالی با اسحاق ازدواج کرده باشد. توضیح اینکه طبق روایت تورات، بعد از واقعه قربانی، خبر تولد پسران ناحور (برادر ابراهیم) و نوه او (ربکا) به ابراهیم میرسد. از سوی دیگر، طبق روایت تورات، اسحاق در ۴۰ سالگی ازدواج کردهاست. بنابراین اگر اسحاق در ۳۷ سالگی به قربانگاه رفته باشد، پس تنها سه سال پس از واقعه قربانی، ازدواج کرده است. در آن زمان ربکا نمیتوانسته سن بالایی داشته باشد. متونی چون «فصول ربی الیعازر»، «سدر عولام» و «تفسیر راشی»، سن سه سالگی را برای ربکا در زمان ازدواج پیشنهاد میکنند! این سن علاوه بر اینکه بسیار نامتعارف است، با اوصافی که از ربکا در ماجرای خواستگاری از او در تورات آمده نمیخواند. با این حال علمای یهود حاضر به پرداخت این هزینه نیز شدهاند.
به راستی چرا باید چنان علت مرگی برای ساره، به رغم همه شواهد و قرائن تورات، به زندگینامه او تحمیل شود؟
تنها دلیلی که به ذهن میرسد این است که تورات، لااقل در نسخههای قدیمیتر خود، تصریحی به اینکه قربانی، فرزند ساره بوده نداشته است. نیاز به جبران فقدان چنین تصریحی باعث شده تا علت مرگ ساره، قربانی بودن فرزندش در نظر گرفته شود. اما مشکل این است که چنین تحمیلی به متن تورات نمیچسبد مگر با پذیرفتن تعارضات بزرگی که به آنها اشاره شد.
حامد فتاحی
تاریخ انتشار نسخه اولیه: ۱۲ خرداد ۱۴۰۴
تاریخ انتشار نسخه بسط یافته دوم: ۳ خرداد ۱۴۰۵
#اسماعیل
@beshaaratha
هرکس تصور کند آمریکا و اسرائیل، با توافق یا بیتوافق، با تضمین یا بیتضمین، در صورت دسترسی پیدا کردن به اشخاصی همچون آیتالله مجتبی خامنهای و سرداران وحیدی، علی عبداللهی، قاآنی، مجید موسوی، ذوالقدر و امثالهم از ترور آنها خودداری خواهند کرد، یا از حداقل عقل بیبهره است، یا جادو شده است.
@beshaaratha
بشارتها
هرکس تصور کند آمریکا و اسرائیل، با توافق یا بیتوافق، با تضمین یا بیتضمین، در صورت دسترسی پیدا کردن
رابطه صهیونیسم با هر کشور و ملتی، رابطهای سلطهجویانه، انگلی، ابزاری، سودجویانه، بردهدارانه، بهرهکشانه، فریبکارانه، ریاکارانه، دوگانه و بیگانه است. از این رو «دوگانه آمریکا-اسرائیل»، دوگانه واقعی و درستی است و از حیث تعامل با افکار عمومی آمریکا و سیاستی رسانهای، ایدهای قابل پیگیری است. اما اگر مراد از دوگانه آمریکا-اسرائیل، از حیث هیئت حاکمهها باشد، هر کس این دوگانگی را ذرهای باور داشته باشد یا از عقل بیبهره است، یا جادو شدهاست.
@beshaaratha
بشارتها
جهت اطلاع دوستان: دیدارهای مردمی جناب احمینژاد، سر کوچه (بیرون و روبهروی ساختمان محافظها) برگزار
از نکات جالب سفر خرداد ۱۴۰۴ احمدینژاد به مجارستان این است که این سفر، به عکس سفر قبلی او به همین کشور در اردیبهشت ۱۴۰۳، با بیانیه اعتراضی جوامع یهودی مجارستان مواجه نشد. تو گویی این بار، پیشاپیش این جوامع توجیه شده باشند.
۴ خرداد ۱۴۰۵
#احمدی_نژاد
@beshaaratha