در تحلیل سیاسی، روندشناس باشید (نقطهای نگاه نکنید)، کنایهفهم باشید، سکوتها را بخوانید.
مواضع اعلامی شخصیتها و جریانها، نسبت به این فاکتورها بسیار کم اهمیت هستند.
@beshaaratha
ایران با اینکه بیشترین هزینه را برای مقاومت داده اما هیچگاه «مستقیم» برای و در کنارِ فلسطین و لبنان نجنگیدهاست. در جنگ رمضان هم این حزب الله بود که در کنار ایران قرار گرفت نه بالعکس. این افتخاری است که نصیب حوثیهای پاپتی یمن شدهاست و به همین دلیل است که آنها با فاصله زیاد در جهان اسلام، از ایران محبوبتر هستند. میخواهم بگویم رفتار فعلی ایران در قبال قضایای لبنان، اتفاقا مطابق رفتار متعارفش در تمام دهههای گذشته بوده و توقع بیشتر از این، انتظار زیادی است.
همچنانکه در مورد غزه دیدیم، اگر کل لبنان هم با خاک یکسان شود، ایران تا وقتی خاک خودش به نحو آشکار و غیرقابل انکاری هدف حملهای شدید قرار نگیرد، وارد جنگ نخواهد شد.
@beshaaratha
بشارتها
مجارستانِ اوربان و اسرائیل انتخابات اخیر مجارستان، بالاترین میزان مشارکت مردمی مجارها را از بعد سقو
گوآتمالا پیشتاز در تایید اشغال بیتالمقدس
آیا میدانستید گوآتمالا اولین کشور جهان بودهاست که سفارت خود را در بیت المقدسِ اشغالی افتتاح کردهاست؟
آتش گوآتمالا در این موضوع آنقدر تند بوده که این افتتاح در سال ۱۹۵۵ یعنی زمانی رخ داده که هنوز نیمه شرقی بیتالمقدس به اشغال صهیونیستها در نیامده بود.
در سال ۱۹۸۰ تحت فشارهای بینالمللی، گوآتمالا این سفارت را به تلآویو منتقل میکند. اما در سال ۲۰۱۸ تنها دو روز پس از آنکه ترامپ سفارت آمریکا را از تلآویو به اورشلیم (بیت المقدس) منتقل میکند، گوآتمالا به عنوان دومین کشور جهان، این انتقال را انجام میدهد.
۹ خرداد ۱۴۰۵
#احمدی_نژاد
@beshaaratha
زمینههای گزارش نیویورک تایمز-۱
حوالی سفر دوم احمدینژاد به مجارستان (مدت کوتاهی قبل از جنگ ۱۲ روزه) و حضور وی در دانشگاه لودویکا که مدت کوتاهی بعد از حضور نتانیاهو در این دانشگاه دولتی و سیاسی مجارستان صورت گرفت، بازتابهای این سفر را به زبان انگلیسی سرچ میکردم. یکی از مطالبی که پیدا کردم یادداشت طولانی یک اکانت توییتری تیک آبی به نام PatriotJosh (جاش وطنپرست) بود که خود را کهنه سرباز ساکن فلوریدا و متخصص سابق اطلاعات نظامی و پیگیر امور ژئوپولتیک، استراتژی و دفاع ملی و ترامپیست معرفی میکند. این اکانت در حال حاضر نزدیک به 7 هزار فالوئر دارد.
برای اینکه فهم کنید گزارش اخیر نیویورک تایمز در مورد احمدینژاد در خلا به وجود نیامده، مرور پستهای این اکانت، به شما کمک میکند.
گرداننده این اکانت، نه بعد از دو حمله اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران که در همان زمان سفر احمدینژاد به مجارستان و با همان ادبیات ترامپیستهای آمریکا، این سفر را تدارک و هماهنگی وطنپرستهای جهان (که ترامپ و اوربان و احمدینژاد را از چهرههای آن میداند) برای ایران پس از جمهوری اسلامی معرفی کرده بود.
یادداشت او به تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۴ (۹ روز قبل از جنگ ۱۲ روزه) اینگونه شروع میشد:
The Silent Coup Underway in Iran
“What the media won’t report is often where history is actually being made.”
کودتای خاموشی که در ایران در جریان است
«آنچه رسانهها گزارش نمیکنند، اغلب همان جایی است که تاریخ واقعاً در حال ساخته شدن است.»
ادامه در پست بعدی
#احمدی_نژاد
@beshaaratha
بشارتها
زمینههای گزارش نیویورک تایمز-۲
بعد از گزارش نیویورک تایمز و تا زمان وصل شدن اینترنت در ایران به آن اکانت دسترسی نداشتم. دیشب آن را مجددا پیدا کردم و به نظرم آمد کلمه احمدینژاد را در آن اکانت سرچ کنم. نتیجه این بود که به ۷ یادداشت دیگر هم رسیدم. ایده همه یادداشتها کم و بیش این است:
در ایران پس از جمهوری اسلامی و برای دوره گذار، دو جور آدم از داخل سیستم که هم محبوبیت مردمی دارند، هم قابلیت همکاری با آمریکا را دارند باید به یکدیگر دست بدهند و زمام امور را در ایران در دست بگیرند: یک چهره سیاسی و یک چهره نظامی که باید از ارتش باشد نه سپاه.
گزینه این اکانت، برای چهره سیاسی، محمود احمدینژاد بودهاست.
از نکات جالب یادداشتهای این اکانت این است که به مخاطب یادآوری میکند اکانت (از نظر من مشکوک،) رازآلود و مشهور Q که در فضای مجازی، محبوب و مورد توجه ترامپیستها است و زمانی ترامپ نیز به آن اشاره کرده است و به صورت رمزی، کدهایی را برای برنامههای آینده به اصطلاح وطنپرستان آمریکایی، ارسال میکند، در سال ۲۰۱۸ اشاره مثبتی به محمود احمدینژاد داشته است. (تصویر با زمینه سیاه).
دو تصویر از هواداران اکانت Q در تجمعات طرفداران ترامپ را هم محض نمونه، به ضمیمه آوردهام.
۹ خرداد ۱۴۰۵
#احمدی_نژاد
@beshaaratha
هدایت شده از تحلیلات
مقتل شهید، مزار اوست
چه بهتر و درستتر از آنکه مزار امام شهید، مشهد و منزل و مقتلش در تهران باشد. او در اینجا مبارزه کرد، با مردم سخن گفت، خندید و گریست، عبادت کرد، حسین حسین گفت و به سینه زد و همینجا ایستاد تا منزل و محل خدمتش، مشهد و مقتلش باشد.
مردم نیز نزدیک به سه ماه است اینجا را به زیارتگاه نوظهور و پرشور تهران، این پایتخت مقاومت تبدیل کردهاند.
خود حادثه و جریان عواطف عمومی تعیین کننده آن است که هیچ کجا برای دفن رهبر شهیدمان بهتر از مقتل او در قلب پایتخت ایران اسلامی و عاصمه مقاومت اسلامی نیست.
در سنت دینی و ملی ما نیز، اصولا مقتل شهیدان، مزار ایشان بوده است. مزاری که خود یادگار رخداد قدسی شهادت است و همواره در متن ضربآهنگ روزمرگی، چراغ تذکر به لحظه رخداد مقدس را روشن نگاه میدارد.
تهران، اینک داستانی و رازی دارد همچون کربلا و و نجف و قم. این داستان و این راز موهبت خدا و تقدیر تاریخ برای تهران است.
چرا باید پیکر شهید را برداریم و به جای دیگر که خاطره رخداد شهادتش را در برندارد ببریم؟
چنانچه شهیدانی که در جبهه ها به شهادت رسیدند را به شهر و دیار خود میبریم و این بهترین انتخاب است، حاج قاسم بهترین مزارش، همان گلزار شهدای کرمان است تا چراغی برای شهرش باشد، شهری که در آن بالیده است. او هم میتوانست در زینبیه یا کربلا و نجف دفن شود اما کرمان مزار درست حاج قاسم است.
رهبر شهیدمان هم اگر رسماً وصیت نکردهاند که جایی در قم یا مشهد دفن شوند، بهتر است در نقطه شهادت سرخ و پرافتخارش دفن شود تا همگان در همیشه تاریخ بدانند او کجا بود و تا آخر ماند و چهسان شهید شد.
شهید را از شهر بیرون نکنیم. مرکز شهر تهران، قلب پایتخت، در وسط معرکه حیات و سیاست و اقتصاد و فرهنگ، یکطرف خیابان جمهوری، یکطرف خیابان انقلاب، در گرماگرم زندگیمان، رهبر شهیدمان را نگاه داریم که او به این جغرافیا، روحی تازه بخشیده و خواهد بخشید.
همین امروز آنجا، خیابان کشوردوست، زیارتگاهی شده است. اگر میخواهید این زیارتگاه، سالیان بعد صرفا موزهای سرد و رسمی نشود، شهید را از میان زائرانش بیرون نبرید.
مزار شهید، مقتل اوست. این تقدیر تاریخ و سنت سلف صالح و مظهر اراده لایزال الهی و کانون سرخ تجدید خاطره مقدس و حیاتبخش شهادت سیدعلی حسینی خامنهای است.
مردی بیهمتا با حیات و مرگی بیمثال که تهران، کربلای اوست. تهرانی که دیگر تهران قبل نخواهد بود. اگر چراغ مزار شهید بزرگش در قلب شهر روشن بماند.
و السلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا
✍سیدحسین_شهرستانی
🔻تحلیلات
https://eitaa.com/TahlilatEita
شواهد و قرائنی که نشان دهند احمدینژاد در سالهای اخیر قصد داشته در چشم آمریکا، خود را آلترناتیو جمهوری اسلامی جا بزند فراوانند. اما در مورد اینکه نیت او چه بوده میشود حداقل دو تحلیل داشت:
تحلیل خوشبینانه: به هر حال به هر دلیلی تحلیل او این بوده که جمهوری اسلامی رفتنی است و برای دوره بعد از جمهوری اسلامی، به نفع مردم و ایران است که چون اویی اثرگذار باشد ولو شده با جلب توجه آمریکا و اسرائیل. به عبارتی در همکاری با آمریکا مثلا نقشی همچون علیبن یقطینها را در دستگاه بنیعباس یا مختار را در دستگاه زبیریان برای خود تعریف کرده و نظر به تاکتیکهایی همچون تقیه و توریه داشته.
تحلیل بدبینانه: دریوزگی قدرت و مطلوبیت داشتن قدرت به هر قیمتی صرفنظر از هر هدف خیرخواهانهای.
در سوی دیگر هم میتوان گفت که از جایی به بعد او مورد توجه باندهایی از قدرت (نه کلیت سیستم) در آمریکا واقع شده، اما این مورد توجه واقع شدن را هم میتوان چهار جور تحلیل کرد:
- انداختن پوست موز زیرپای او و بهانه درست کردن برای محدود کردن و سوزاندن او در ایران. استعاره «بوسه یهودا» در فهم این گزینه به کار میآید.
- اعتماد به او و در نظر داشتن او در حد یک ابزار موقت و بعد از استفاده، دور انداختنش.
- اعتماد قابل توجه به او.
- شاید هم مدتی میخواستهاند او را سبک و سنگین کنند و زیر نظر بگیرند و تست بزنند و نتیجه بعدا مشخص خواهد شد.
گذشت زمان نشان خواهد داد که ماجرا کدام است.
۱۱ خرداد ۱۴۰۵
#احمدی_نژاد
@beshaaratha