•. *🦋🌺*. •
#برگی از خاطرات🌱
#شهید_محمدپورقربان_آذربری
🔸روزی در منزل عمویش بود و شب رفت در اتاق سردی تا بخوابد عمویش پتویی را آورد تا بر روی شهید بگذارد تا گرم شود،
گفت نه عمو جان پتو را بردار.
عمویش گفت اتاق سرد است،
گفت سرد باشد بهتر است اگر من گرم شوم برای نماز بیدار نمی شوم و به خواب می روم . *•
🔹 عاشق ائمه بود و از اسم خود هم نام اسم پیامبر بود بسیار خوشحال بود *•
🔸 به کم بسیار قانع بود . مخفیانه لباسش را می شست و اگر پاره می شد خودش آن ها را می دوخت پولی را که پدرش به او می داد را جمع می کرد و برای خود کتاب می خرید
(کتابهای دینی و مذهبی ) و به دوستانش می داد تا آن ها هم آگاه به مسائل شوند *•
🔹جسمش این جا بود واما روحش در جبهه بود *•
#ڪانال_ما_را_بہ_اشتراڪ_بزارید👇
●➼┅═❧═┅┅───┄
بسم الله القاصم الجبارین
https://eitaa.com/Besmelahelghasemelgabarin