eitaa logo
به سوی بی نهایت
10 دنبال‌کننده
34 عکس
18 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این فیلم رو هزار بار هم ببینید باز تازگی داره و هر بار اشک تو چشم حلقه میزنه و دل میلرزه... ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ ❥↬ @bohlool_aghel
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 حضور پرشور در بازار تهران اعتراض به ولنگاری حجاب 🔸کانال رسمی تحصن مردمی: 💠 https://eitaa.com/joinchat/1751056830Cb65afeb0e0
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
20.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پرتکرارترین شعار سال ۱۴۰۱ کاش آیت‌الله خامنه‌ای رهبر نمیشد!!! 🔹برشی از سخنرانی 💠 اندیشکده راهبردی سعداء 🆔 @soada_ir
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹چند دقیقه پای صحبتهای با ارزش شهید سرافراز سردار خادم صادق بنشینیم.... سخنان این شهید بسیار عجیب و تاریخی و سازنده است. حتما ببینید 🔴 👇 @bidariymelat
سبد خاطرات جوانان 🍃 💠 آغاز یک مسیری متفاوت روزها به سرعت می‌گذشتند و حالا یادم نمی‌رود که چه روزی بود. ایران رنگ و بوی دیگری گرفته بود. امام بزرگوار به کشور برگشته بودند و جوان‌هایی مثل علی رضا پر از شوق و آرزو بودند. او همیشه یک روحیه‌ای شجاع و پرانرژی داشت. کارهای فرهنگی را با تمام وجود انجام می‌داد؛ اما این روزها اوضاع بحرانی شده بود. یک روز با چشمان پر از هیجان و تصمیمی محکم به من گفت: "می‌خواهم به جبهه بروم. امام فرمودند که باید از کشور دفاع کنیم، و من هم نمی‌توانم در کنار باشم.” پدرم که تا آن روز هیچگاه تا این حد نگران نشده بود، چهره‌اش را به سوی من کج کرد. وابستگی عجیبی به علی رضا داشت؛ او نه‌تنها فرزندش، بلکه همیار و دوستش بود. علی رضا در حالی‌که سعی می‌کرد پدرش را آرام کند، گفت: "می‌دانم که شما هم مرا خیلی دوست دارید. اما این یک وظیفه است. همه باید برای وطن خود تلاش کنند.” همه‌مان در دل نگران بودیم؛ اما علی رضا عزم خود را جزم کرد و راهی جبهه شد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 در لحظاتی پر از احساس یادم می‌آید، وقتی به مرخصی برگشت، لحظه‌ای دلم می‌خواست او بماند. به او گفتم: "علی رضا، تو حق داری که به وظیفه‌ات عمل کنی، اما این موقعیت خوبی است که بمانی." او با نگاهی پرسشگر به من پاسخ داد: "تا زمانی که جنگ هست، وظیفه ما دفاع از میهن است." پافشاری من ادامه داشت: "اما اگر تو درس را ادامه دهی، می‌توانی یک پزشک بزرگ شوی و به کشور کمک کنی." او با لحنی پر از اطمینان گفت: "زمانی که جنگ تمام شود، به تحصیلم برمی‌گردم. و اگر هم خداوند تقدیر کرد که در این راه به شهادت برسم، به آرزوی بزرگ‌ترین وجودم می‌رسم." و در آن لحظه فهمیدم، او نه‌تنها یک جوان عادی، بلکه مظهر ایثار و فداکاری است. ⚘⚘⚘⚘⚘⚘
یک سبد خاطره 🌸🍃 💠 عشق به امام زمان علیه السلام علی رضا، برادر کوچک من، از زمانی که به یاد دارم، همیشه با شور و اشتیاق خاصی در دلش عشق به امام زمان (علیه السلام) را حمل می‌کرد. دقیقاً نمی‌دانم چند سالش بود، اما می‌دانستم که هنوز کودک است؛ کودکی که روحش فراتر از سن و سالش بود. هر جمعه صبح زود، او و مادر عزیزمان، با دل‌های شاد و قلب‌هایی مملو از امید، راهی دعای ندبه می‌شدند. در آن صبح‌های زود، شوق و اشتیاق علی رضا را می‌توانستم از چشمانش بخوانم. من، به عنوان خواهرش، همیشه متعجب بودم که چطور یک بچه به این سن می‌تواند تا این حد به امام زمان عشق بورزد. او منتظر بود تا جمعه فرا برسد و از شب قبل با دقت و ظرافت لباس‌هایش را آماده می‌کرد، چون می‌دانست که این زمان خاص و مقدس، لحظاتی از زندگی‌اش است که فراموش نخواهد کرد. این عشقش به امام زمان، همچون نوری در دلش شعله‌ور بود و من از دیدن آن، همیشه شگفت‌زده می‌شدم.
تصویر شهید علیرضا ناصری در سن نوجوانی💕
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و هم اکنون شهید علیرضا ناصری در سن نوجوانی و اوج گرفتن به آسمان ها 💕🌸💞