eitaa logo
بیوگرافی
15هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
1.3هزار ویدیو
15 فایل
📌اینجا جمع شدیم برای یه سفر کوتاه به دنیای جملات ناب و زیبا، چند عبارت دلنشین، یه تلنگر، یه امید، یه انگیزه😍 تبلیغ: @ghaasedak
مشاهده در ایتا
دانلود
همسایه رفیقم شهرستانه یه پسر ۸ ساله داشت که نمیتونست آب رو بخوره وقتی آب رو میدید میترسید و وحشت میکرد نمیدونستن چش شده گفتن شاید داره ادا در میاره تا ماشین کوکی که دیده رو براش بخرن! میبرنش دکتر، دکتر میگه خیلی دیر دیگه اومدین میمیره چون هاری باعث تورم مغزش شده و دیگه به دارو جواب نمیده! دکتر پرسیده سگ گازش گرفته؟ مامانش به دکتر گفت چند روز پیش یه سگ ولگرد دم خونه دستشو زخم کرد و با ضدعفونی شسته و خوب شده! دکتر گفته حتما باید واکسن هاری میزده نه اینکه با بتادین بشورین! باباش میگه خوب الان بزنین دکتر درمانگاه میگه باید برید بیمارستان! ما نداریم! باباش گفته بیمارستان دوره باید مرخصی بگیرم ببرمش نمیشه خودتون از بیمارستان درخواست بدید؟ بین حرفای دکتر و بابای بچه، بچه همونجا تموم میکنه. 》محمدم《 ✨@beugarafi
پدرم قدیم یه سوپر مارکت داشت. یه آدم معتاد حدود ۵۵ ساله اومد و به پدرم گفت بهم جا بده، از سرما می‌میرم. چسبیده به مغازه یه زیر پله ۶ متری داشتیم که توش وسایل بدردنخور بود، بهش اونجا جا داد، این اونجا کفاشی میکرد و چیز میز میفروخت. کنار سوپرمارکت پر بود از مکانیکی و تعمیرگاه خودرو، بعضی از روزها که من میرفتم پیش پدرم میدیدم که دور میز این آدم شلوغه و بعضی از تعمیرکارها دورش جمع شدن و بهش یه سری کاغذ و لوازم یدکی نشون میدن. با تعجب از پدرم پرسیدم چی میخوان؟ گفت برو خودت ببین. این شخص روی لوازم یدکی خارجی رو میخوند و براشون ترجمه میکرد، روی کاتالوگ لوازم یدکی و قطعات رو میخوند و براشون به فارسی ترجمه میکرد. به زبان انگلیسی، فرانسه و آلمانی تسلط کامل داشت. کشورهای زیادی رو دیده بود. بعدا متوجه شدیم استاد دانشگاه هم بوده. پدرم ازش پرسید چطور تو کارتن خواب شدی؟ گفت وقتی اعتیادم بیشتر شد، از خونه زدم بیرون. دوست نداشتم که عشقم و بچه‌هام من رو اینجوری ببینن. حدود ۲ سال مهمان ما بود و سعی کردیم در حد توان ازش پذیرایی کنیم. همیشه وقتی بیکار بود دستش کتاب به زبان‌های دیگه بود. بعد از ۲ سال یکروز با پدرم رفتیم مغازه و دیدم چند نفر با گریه دارن باهاش صحبت میکنن. زن و بچه‌‌هاش بودن. فکر میکردن مرده ‏و الان پیداش کرده بودن. از خوشحالی نمی‌دونستن چیکار کنن. میگفتن بابا بیا بریم خونه، تو رو خدا، مرد هم فقط گریه میکرد. مشخص شد حدود ۸ ساله از خونه زده بیرون و کارتن خواب شده. خلاصه با هزار جور التماس بردنش. یک هفته بعد پسرش و خانواده‌ش اومدن منزل ما برای تشکر کردن پدرم گفت: وقتی بهش جا و مکان دادم، همه همسایه‌ها گفتن اشتباه کردی. این معتاده. من گفتم معتاده، ولی انسان که هست، سردشه. ولی تو همین یک هفته همون همسایه‌ها دلتنگش شدن. پدرت تو اوج اعتیاد و نداری هم در حال کمک به بقیه بود. به پدرم گفت چقدر بهت پول بدم راضی بشی؟ پدرم گفت: مگه الان ناراضی هستم؟ مگه من دنبال پول بودم؟ من بهش برق، جای خواب و غذا دادم که زنده بمونه. وسایل پدرش رو که بیشتر کتاب بود، گرفت و برد. شنیدم بعد از چند ماه خودش به پدرم سر زد و با هم کلی خندیدن. ″نمی‌دونم چرا امشب یهو یادش کردم امیدوارم سلامت باشه″ 》دکتر هاوس《 ✨@beugarafi
بابام بهم گفت تو بچه هام فقط تو از این لحظه هایی که هستم استفاده میکنی و‌ با اینکه همیشه با هم‌ اختلاف سلیقه داریم باهام بیرون میایی، باهام حرف میزنی،‌ میخندونیم، بعدا که نباشم خودتو بهم بدهکار ندون من ازت خیلی راضی ام، بابا ناهار و کوفتم کردی قلبمو و تیکه پاره نکن 》انبه《 ✨@beugarafi
⭕️ مرکز فرهنگی رسانه‌ای هاتف برگزار می‌کند: 💠 مسابقه بزرگ کتابخوانی 🔹 با موضوع منطق مقاومت 🔸 همراه با جوایز ارزنده: 🌟 سه نفر اول: پلاک طلای یک گرمی 💥۶۰ نفر بعدی: مبلغ ۵ میلیون ریال ⏰ زمان برگزاری مسابقه: جمعه ۲۳ آذر ۱۴۰۳ از ساعت ۲۰ تا ۲۰:۳۰ ✅ شرکت در این مسابقه فقط در زمان اعلام شده مقدور می‌باشد و بعد از آن، امکان شرکت در مسابقه وجود ندارد. 🏆 تاریخ برگزاری قرعه کشی: یکشنبه ۲ دی همزمان با سالروز ولادت 🌺حضرت زهرا سلام الله علیها ، بصورت لایو زنده تصویری در کانال مسابقه ♨️برای شرکت در مسابقه و دریافت فایل pdf کتابچه منطق مقاومت، کافیست 👈🏻فرم ثبت نام را پر کنید.
+ کتاب نمیخونی؟ - نه بابا، اینقدر بدبختی دارم که وقت نمیکنم. + شایدم واسه همین اینقدر بدبختی داری. »اِخوانیات« ✨@beugarafi
پدربزرگم با عمو کوچیکم دعواش شد و از خونه زد بیرون، دو روز تمام بیمارستانها و کلانتری و سر زدیم و هیچ خبری ازش پیدا نکردیم، تو خونه بودیم و همه داشتن عموم رو سرزنش میکردن و گریه زاری تا اینکه گره فقط به دست نوه باهوشش یعنی من باز شد و من یادم افتاد بعد اون اتفاق رفتم تو انباری که دوچرخه ام رو بردارم و برم دنبال پدربزرگم که یه آقای مهربونی شبیه پدربزرگم در حالیکه دنبال بیل میگشت تو انباریمون دوچرخه منو داد بهم و منم در رو قفل کردم و با ناراحتی رفتم دنبال پدربزرگم تا بعدا به حساب اون دزد ملعون برسیم که معلوم شد پدربزرگم بوده خداروشکر بعد اون اتفاق دیگه هیچوقت تو خونه ما کسی قهر نکرد بره بیرون البته پدرم از ارث محروم شد بخاطر هوش و ذکاوت من »علیرضا باشم خوبه« ✨@beugarafi
یک پزشک عمومی تو شهر ما هست که سالهاست تو خطرناکترین منطقه شهر مطب داره و مردم اونجا هم عاشقش هستن.چند سال قبل ماشینش دست خانمش بود و دزدیدن،وقتی آقایون دزد مدارک ایشون رو تو داشبورد دیدن پشیمون شدن،ماشین رو ول کردن تو خیابون و زنگ زدن مطبش که بیا ماشینتو ببر ما بی معرفت نیستیم. »دابی جن زاده« ✨@beugarafi
یه آشنایی داشتیم خسیس ترین فرد ممکن بود از روزی که ازدواج کرد تا ده سال بعداز ازدواج برای همسرش حتی یک روسری هم نگرفت(نقل از همسر) خانواده زنش که دایی و زن دایی بودن فقط یکبار از روی اجبار مهمون خونه شون بودند و روز بعد مجبور شدن بروند. گذشت و بعد از حدود بیست سال این آقا فوت کرد مشخص شد که غیر از خانه محل زندگی دو تا خونه دیگه ای دیگه هم داشته و مبلغ قابل توجهی پول نقد. الان پسرش تو یکی از خانه ها زندگی میکنه یه خانه رو فروختند سرمایه کردن برای دامادش و یه خونه کوچکتر هم براش خریدند. همسرش هم ازدواج کرده و با شوهر جدید تو همون خونه زندگی میکنه. تو زبان ترکی یه ضرب‌المثل هست میگه: “اِشَّك ايشلی‌یر، آت ییر” یعنی خر کار میکنه و اسب می‌خوره! در وصف اینایی که مثل خر کار میکنن و خودشون بهره‌ایی نمیبرن و کلش میرسه به اون اسبه »Hamed« ✨@beugarafi
میخوای بمیری؟ خودتو بنداز توی دریا ببین چطور برای زنده موندن دستو پا میزنی، تو نمیخوای بمیری میخوای چیزی که درونت هست رو بکُشی »جاست عرفان« ✨@beugarafi
بیوگرافی
⭕️ مرکز فرهنگی رسانه‌ای هاتف برگزار می‌کند: 💠 مسابقه بزرگ کتابخوانی 🔹 با موضوع منطق مقاومت 🔸 همرا
🔹بعد از ورود اطلاعات جهت ثبت نام در مسابقه کتابخوانی، دکمه ثبت نام نهایی را بزنید و منتظر بمانید تا به کانال مسابقات هاتف منتقل شوید. ♦️سپس در کانال عضو شده، مطالب آن را به دقت بخوانید و فایل pdf کتابچه تبیین منطق مقاومت را از داخل کانال دانلود کنید.
مهم‌تر از برآورده شدن آرزو، به موقع برآورده شدن آرزوئه • حسین• ✨@beugarafi
دعا میکنم زیر این سقف بلند روی دامان زمین هر کجا که خسته شدی یا که پر غصه شدی دستی از غیب به دادت برسد و چه زیباست که آن دست خدا باشد و بس 💚 صبح بخیر ✨@beugarafi