بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
«رانت» با نونِ ساکن! زیاد حرف دارم دربارهش. از این امتحانم خلاص شم مفصل مینویسم...
رانت معمولاً تو اقتصاد تعریف میشه اما،
وقتی کسی در یک موقعیتی قرار داره، مثلا یه شغل خاص یا یه جایگاهِ ویژهٔ اجتماعی، اگر از اون موقعیت برای هرهدفی غیر از مقصود اصلی و واقعی اون بهره ببره، من بهش میگم رانت!
مثل چی؟!
مثلا یک نفر که تو یه بیمارستان کار میکنه، نوبتِ زودتر یا مثلاً با دکتر بهتری برای خودش رزرو میکنه. از طریقی که بقیه نمیتونن.
یا مثلا مدیر یه مدرسه، بچهش رو تو کلاسی میذاره که معلم، امکانات، همکلاسیها، کولر یا هرچیِ بهتری داره! درحالی که این حق انتخاب برای بقیه محفوظ نیست.
یا استفاده شخصی از ماشینِ در اختیارِ دولتی!
از این مثال ها هزارتا میشه زد، همه هم دیدیم، احتمالا اگه به نفعمون باشه بدمون هم نمیاد که ازش استفاده کنیم.
روی صحبتم با مدل خاصی از این آدماست که موقعیتشون به مسائل ارزشی و دینی گره خورده و از این جایگاه نهایت سوءاستفاده رو میکنن!
مثلاً
کسی که خادمه، روحانیه، مثلا دینمداره، ظاهراً انقلابیه، استاد فلان دانشگاهه، سخنرانه، مداحه، یا هر کوفت دیگهای.
عقل آدما به چشمشونه،
اعتباری که این عناوین به آدما میده، خیلیها رو به این نتیجه میرسونه که پس حتما اونا کارشون درسته!
مردم، خیلی سادهتر از اینن که بتونن بین افراد و نقشها تفکیک کنن،
اون وقت، حتی اگه یه دروغگوی دودره بازِ کثافت هم با این عناوین باشه، بهش اعتماد میکنن.
انتظاری از عامه مردم ندارم.
و قطعا بصیرت هم نصیب هرکسی نمیشه!
حرفم چیه پس؟
حرفم اون آدمایِ با عناوینِ قلابیه که خودشون میدونن چه آشغالی هستن و هیچی برای ارائه ندارن، پس از اعتبار موقعیتشون سوءاستفاده میکنن برای جلو رفتن کارها و اهدافشون.
هدفی که ربطی به چارچوب وظایف و جایگاهشون نداره!
مثلا من دیدم یه خادمی تو حرم، با زائرا حرف میزد، شمارهشون رو میگرفت و میگفت تو یه گروهِ امامزمانی عضوتون میکنم، فعالیت کنید حاجت بگیرید.
شاید به این موقعیت و استدلال بخندید، اما میدونید چقدر آدم با خودشون میگن خادمِ امام رضا گفته! درسته پس...!
میدونید اون گروه چقدر عضو گرفته بود؟
اگه یه آدم معمولی بدون لباسِ خادمی میرفت این حرفا رو میزد، کسی حسابش میکرد؟
میدونید هر اتفاقی بعدش تو اون فضا بیفته، هیچکدوم از اون اعضا اسم اون خادم هم یادشون نمیاد اما میگن از حرم دعوتم کردن، مربوط به امام رضا بود، برا امام زمان بود و فلان شد!؟
و میدونید احتمالا اینطور گروهها و... به چه دردی میخوره دیگه!
«البته اون آدم رو گزارش دادم، انشاءالله هم جمعش کردن»
یا دیدم یه مثلا استادی! که یه درسِ خاصی مربوط به انقلاب و شهدا و... تدریس میکنه، پیجِ شخصی بیکیفیتِ بلاگرگونهشو داده تا بچهها ارتباطشون رو باهاش قطع نکنن اونم با هدف ادامه راه شهدا و آرمانهای انقلاب.
توضیح بدم اینم؟! یا واضحه؟
یا مثلاً یکی دیگه از همین استاد قلابیها که شماره شخصی دانشجوهاشو برای کار کلاسی داشت و هنوز بعد از دو ترم براشون تبلیغ دورههای فلان و فلانشو تو برنامههای مختلف میفرسته!
یا مثلاً، کسی که به نهاد خاصی وصله، اونجا مسئولیت داره، به خاطر همین هم کلی آدم ممکنه بشناسنش یا بهش رجوع کنن،
اونوقت از این راه کاسبی راه انداخته و کانالِ شخصیشو رونق داده.
کی از دو فردای دیگه خودش مطمئنه که حالا با یه عنوانی مخاطب جذب کنه، مطمئن باشه بعدا چپ نمیکنه! و اون عنوان خراب نمیشه!
تف تو ریا!
اما یه دورهای به دلایلی آدمای زیادی میشناختنم و بهم رجوع میکردن.
اون موقع لینک کانالم رو از قسمت اطلاعات اکانتم پاک کرده بودم!
چرا؟!
چون به نظرم سواستفاده از موقعیت بود، دوما اینکه اون آدما، رعنا رو نمیشناختن که، فلان عنوان رو میشناختن! و من اگر گند میزدم، دیگه فقط قدِ خودم نزده بودم! اندازه نگاه همه اون آدما به اون سیستم زده بودم.
اضافه شده ۲۷ شهریور:
در جهتِ تبیین پیامی که نوشتم:
صحبت من درباره رانت بود، یعنی استفاده از موقعیت در جهتی که منافع شخصی رو تامین کنه یا استفاده از امتیازش به نحوی که ربطی به هدف اون موقعیت یا مسئولیت نداره.
بحثش هم مفصل بود که نوشتم دیگه.
درباره کانال، منظورم اصلِ کانال داری و چی نوشتن توش نبود، منظورم مخاطب جذب کردن از راهی بود که به خاطر موقعیت میشه داشت و درست نیست. (مثال برای ساده تر شدن منظورم: مثل اینکه یه نماینده شورای شهر که تمامِ شهر چون مسئوله میشناسنش و بهش رجوع میکنن، بیاد تو دفتر کارش یا نمیدونم کارت ویزیتش، آدرس فروشگاه شخصیشو بذاره. فارغ از اینکه چی می فروشه، این کار غلطه)
امیدوارم متوجه شده باشید منظورم چیه...
حرفم هزینه سنگینیه که این آدما ایجاد میکنن... که خدا انشاءالله منقرضشون کنه.
چون خطاشون فقط دامن خودشون رو نمیگیره،
وقتی کسی با هرعنوانی، از اعتماد عمومی خرج میکنه تا اهداف شخصیشو پیش ببره، در واقع داره از جیبِ همه آدمهای شریفِ اون حوزه هزینه میکنه!
و این، فقط یک اشتباه فردی نیست، یک زخم جمعیه.
اونوقت نتیجهاش میشه یه چیزی مثل این پیام!
میشه حکمِ عام دادن...
و دیگه جبرانش فقط با عذرخواهی از یک رفتار و یک آدم ممکن نیست...
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
میتونم ساعتها فریاد بکشم، حرف بزنم، اشک بریزم، حتی گریبان بدرم! و صد صفحه واژهها به صف کنم… اما
....تو این پیام قبلاً گفتم و باز میگم که
این کثافت بازی ها هیچی از وظیفه عامه مردم در مقابلشون کم نمی کنه.
هرکس مسئول قضاوت خودشه و اجازه نداره همه رو با یه چوب برونه!
پس نه از مردم انتظار بصیرتِ مطلق دارم، نه از این آدمها گذشت میکنم!
اما به هرحال...
فکر میکنم که حساب و کتاب جالبی خواهند داشت این پفیوزهایِ دروغگویِ خالی و هیچی ندار که فکر کردن چون آدم حسابشون میکنیم، حتما یه تحفهای هستن و میشه هر غلطی خواستن بکنن...
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
خلاصه که، هیچکس حق نداره به خاطر شانی که یک مجموعه، نهاد، سیستم، حتی یک آدم دیگه، یا هرچی! براش ایجا
یه #پیام_ناشناس برام اومده که اسم نوشته و گفته فلان چیز رو میگی؟!
+ من از دنیای بزرگتری حرف میزنم عزیز!
اما تو هرکسی رو در آینه این حرفها دیدی، بدون که قطعا مخاطبشه.