eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
505 دنبال‌کننده
223 عکس
13 ویدیو
0 فایل
. خانوم معلم|علاقه‌مند به شعر و نقاشی|مبتلا به آسمون|ملقب به خورشید|مسلح به امید|ساکن حاشیهٔ خیال|خواهر آفتابگردون|رفیق کلمات|بچهٔ پایین|صاحب سبک|در حسرت دریا|عاشق... کپی بدون ذکر منبع ممنوع! من @Zahra_vm ناشناس https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
نمیدونم چجوری توضیح بدم، اما احساس می‌کنم داره یه اتفاقاتی تو جهانم میفته که نظمش رو درک نمی‌کنم. شایدم بیخودی شلوغش می‌کنم!
یکی از اتفاقایی که ازش می‌ترسیدم افتاد.
خوشبختانه یا متاسفانه، من همیشه اشکم دم مشکمه و معمولا خیلی فاصله‌ای تا گریه شدن ندارم،
بله من سر کلاس گریه کردم. جلوی بچه‌ها(:
روز عجیبی بود، البته برای بچه‌ها بیشتر. اولش گریه معلمشونو دیدن، بعد امتحان ریاضی دادن، بعد نقاشی دریا کشیدن، زنگ تفریح هم باهم رفتیم تو حیاط نشستیم ماکارانی خوردیم(:
✍🏻 - سلام خوبی + منظورت چیه؟ •|🌌|• @bidelijat
مثلا حرم.
مثلا پَر.
مثلا فرفره‌هام از مجموعه‌ی رنگین‌کمونی...
شوقی مرا از میانه‌ی کتاب‌‌ها بیرون می‌کشد، نمی‌دانم که از آسمانِ تابلوی روی دیوار باران می‌بارد یا چشم‌های‌ خسته و خون افتاده‌ام‌ می‌گریند، سرم را بالا می‌آورم و به جای سوالاتِ آزمون‌ِ مهر‌ماه، تو را روی صفحه می‌بینم، نزدیک می‌شوم، بوسه نمی‌دهی و من انگار روی آسفالت با زانو زمین می‌خورم... دورم و زمینِ اینجا دارد مرا می‌بلعد، خاک از سینه‌ام گذشته و چیزی تا سرم نمانده، دستی ندارم که دراز کنم، اما نگاهم به توست... صدایی مَست که تمامِ مصوت‌های بلند را چهار انگشت می‌کشد، آرام توی گوشم می‌خواند:"می‌دونم آخر میرسه یه روزی، کنار تو آروم بگیرم..."