✍🏻
اونجا که مولانا گفت:
«دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر...»
اوضاع خوب بود!
امروز کو چراغ شیخ؟
کجاست نور...
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 «من #آدمیزادم؛ حجمِ هیچِ در سلول کز کرده...» •|🌌|• @bidelijat
✍🏻
«من #آدمیزادم؛
از هجوم حقیقت به خاک افتاده...»
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
پرسید:
«تو خیال میکنی عشق چگونهاست؟!»
گفتم:
«به آغوش کشیدن خورشید را میماند،
سخت سوختن،
یکی شدن...»
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
پاسخ داد:
«من گمان میکنم که عشق دور تر از این حرف هاست!
شبیه خیره شدن به خورشید،
تا نگاه میکنی نور و
سر برگردانی، کوری!»
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 «من #آدمیزادم؛ از هجوم حقیقت به خاک افتاده...» •|🌌|• @bidelijat
✍🏻
«من #آدمیزادم؛
جنونِ جمعِ اضداد...»
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
معشوق اگر تویی
عاشق اگر من
بر من رواست غم...
هرچه که خواهی کن!
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
#گفت :
«از اینجا که منم تا آنجا که تویی
وجب به وجب دل تنگم...»
گفتم: «عشق را با واژه های نسجیده بی حرمت نکن!
عشق یکی شدن است، بین عاشق و معشوق دلتنگی هست، فاصله اما نیست...»
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 «من #آدمیزادم؛ جنونِ جمعِ اضداد...» •|🌌|• @bidelijat
✍🏻
«من #آدمیزادم؛
گمشدهای میان دل و عقل...»
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 «من #آدمیزادم؛ گمشدهای میان دل و عقل...» •|🌌|• @bidelijat
✍🏻
«من #آدمیزادم؛
هیچِ حرّاف...»
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
قسم به نور
که تنها تویی
روشنی این دلِ تنگ...
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 «من #آدمیزادم؛ هیچِ حرّاف...» •|🌌|• @bidelijat
✍🏻
«من #آدمیزادم؛
مضربی از نیاز در ناز...»
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
اولین بار بود که میدیدمش، چشمها و پاهایش سرخ بود، دور تر از بقیه نشسته بود و نگاهم میکرد.
پرسیدم: غریبه ای؟! اینجا چه کار میکنی؟!
گفت: راه گم کرده بودم، از هر کبوتری آدرس خانه امید را خواستم، اینجا را نشانم داد...
•|🌌|• @bidelijat