eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
547 دنبال‌کننده
182 عکس
6 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
ما تریبون‌های دو سه هزار نفره نداریم که ادای آدم‌های خوب و باکلاس را در بیاوریم و اتوکشیده در کمال ا
بعضی تاریخ‌ها مثل میخ توی حافظه فرو می‌روند یا شاید هم مثل خار زیر پوست که با هربار لمسشان، کل وجودِ آدم تیر می‌کشد! مثلِ اسفند، که حتی خون و خاکستر امسالش، درد گذشته را از یاد نبرد. اسفندی که بینِ هیاهویِ مدعیانِ اخلاق، صدایم به هیچ دیواری نرسید و همه چیز خیلی تمیز، مرتب و بروکراتیک، زیرِ سه کلمه دفن شد: «توفیق یار نبود.» گاهی بعضی جمله‌ها چقدر کار راه‌اندازند. هم کوتاه‌اند، هم در کمالِ ادب ادا می‌شوند و هم می‌توانند یک جنایتِ خاموش را در خودشان مومیایی کنند. نه این‌که حقیقت عیان نباشد، بود! دیدند، شنیدند، فهمیدند و با همان تعابیرِ دهان‌پُرکنی که خوب بلدند، در خفا مدعیِ شکستن شاخِ ظالم شدند! هنوز طنینش در گوشم مانده که گفتند: "این باشد دینِ شرعیِ ما" و "شرعا مدیون" ماندند! "انگل" در وجودشان خزیده و با کشتن "مغز" بر "تن" مسلط شده بود، اما گمان می‌کردند که "روحِ" مُدَبرشان است! یک "روحِ" متعفن که حذف نشد، ولی بوی گندش را پنهان کردند... از آن اسفند تا حالا خیلی چیزها از دست رفت؛ طبیعی است؛ در چنین وقت‌هایی که چرخ‌دنده‌های سیستم از کار می‌افتد، روایت‌ها هم باید باز مهندسی شوند. آن‌وقت فرار از ظلم و چرخهٔ "تعفن، تفرعن و تزویر"، در روایتِ آقایان می‌شود: «توفیق یار نبود». رفتنِ آگاهانه و حفظِ شرف، ترجمه می‌شود به: «ناتوانی». و توضیحِ رکودِ ماه‌های متمادی، پای یک دستِ پنهان و «دشمنِ خارجی» را به میان می‌کشد تا مخاطبِ بی‌خبر، مقصر را در جای دیگری جستجو کند. این‌ها را می‌شود فهمید. دنیا همیشه پر بوده از این جور تنظیمِ روایت‌های دروغ، تهمت و توهم‌های سایه‌وار. اما خیلی چیزها را نمی‌توان درک کرد، مثلاً اینکه حالا چگونه همان‌ها داعیه دار تربیت شده‌اند؟ و با کدام حجت جمعشان را برابر سپاهِ امام معصوم معرفی می‌کنند؟ من فکر می‌کنم که همان‌طور که اثرگذاری آدم در هر لحظه‌ای، تابع تمامِ زندگی اش است، اثرگذاری بیرونی یک سیستم هم به درونش بر میگردد! نمی‌شود که رگِ گردن برای مظلومیت کلفت کنی و بر سرِ ظالم فریاد بکشی، اما خودت حق پایمال کنی یا شاهدش باشی و کَکَت نگزد! بعضی چیزها در هیچ دستگاهِ منطقی نمی‌گنجند. مثل «مبارزانِ پلاستیکیِ خط مقدمِ حق، که در پستوی خانه‌شان، با ظالمْ فالوده می‌خورند.» این‌ها را برای باز کردنِ سرِ یک دعوای کهنه نگفتم. می‌نویسم چون با بند‌بندِ وجودم یقین دارم: خدایِ این عالم، خدایِ درهم‌کوبندهٔ ظالمان است و سنتش، "تعداد" و "ابعاد" ندارد! و در مقابل او هیچکس نمی‌تواند دست‌های آلوده‌اش را پشتِ نام‌های بزرگ و مقدس پنهان کند! خدا که فراموش نمی‌کند؛ حتی اگر هزار سال دیگر بگذرد. و "این باشد دین شرعی من". پ.ن: به مناسبتِ ۲۵ اسفند! با تاخیر... پ.ن۲: این فرسته مخاطب عام ندارد. پ.ن۳:
✍🏻 وقتی روی خاکِ تفتیدهٔ ایران بایستی، ناگزیری که جهان را از پشتِ پلک‌های مستِ خیام و نگاهِ موشکافِ ابوریحان ببینی، همان‌ها که هندسهٔ کائنات را برای فهمِ رقصِ مقدراتِ الهی از همین دریچه رصد کردند... بر فرازِ این فلاتِ رازآلود، آسمان خلوتگاهِ امنِ خداست و ما، پیش از هر تبارِ دیگری در تاریخ، با چشمانی بی‌قرار و عاشق به این بی‌نهایتِ مرموز دخیل بستیم... حالا اما، در اوجِ کمدی تاریخ، عده‌ای با حقارتِ آهن و توهمِ باروت، می‌خواهند بر سرِ ملتی آتش بریزند که قرن‌ها پیش، وقتی بخشِ عظیمی از جهان در باتلاقِ تاریکی و جهالتِ قرون‌وسطایی دست‌وپا می‌زد، با اسطرلابِ نور، نقشه‌ی راهِ کهکشان‌ها را تا عرش ترسیم می‌کردند... امروز هم که جهان تا خرخره مستِ بادهٔ قدرت است و در تعفنِ گناه و ظلم غوطه‌ور شده، دوباره وارثانِ ابوریحان، خوارزمی و رازی اند که راهِ آسمان در پیش گرفته‌اند، تا از مدارِ همان ستارگانی که روزی محرابِ نیایششان بود، صاعقه‌ای از عدالت بر سرِ شیاطینِ زمین فرود آورند... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 جهانِ مادیِ شما، حق دارد از این مردانِ خاکی بترسد و این‌چنین ابلهانه دست‌وپا بزند! در دنیایی که آدم‌ها صندلی‌ها و میزهای مدیریت را می‌پرستند، مردانی از تبارِ ما پیدا می‌شوند که میزِ کارشان، سینه‌کشِ خاکریز است و جوهرِ مهرِ پایانِ ماموریتشان، خون... این‌ها همان‌هایی هستند که سیستم‌های پردازشگرِ شما از تحلیلشان عاجزند؛ پهلوانانی که پیش از شکستنِ ستون‌فقراتِ آدم‌آهنی‌های پوشالیِ شما در آسمانِ نبرد، استخوانِ «مَن» و غرور خودشان را در خلوتِ سجده‌های شبانه خُرد کرده‌اند... شما حریفِ دستانی که به ارادهٔ خدا، دور حلقومتان پیچیده نخواهید شد... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 این عزتِ قد‌کشیدهٔ شیعه، محصولِ همان سنتِ تخلف‌ناپذیر خداست که نقشهٔ دشمن را روی سر خودش آوار می‌کند... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 قاعده‌ای است که می‌گوید در رمضان، دست و پای شیاطین به غل و زنجیر کشیده می‌شود. بیچاره حرامیان! اگر آن مکارِ رجیم آزاد بود، حتماً به دست و پایشان می‌افتاد و در گوششان زوزه می‌کشید: «احمق‌ها! تیغ بر این گلوها نکشید؛ خونِ این تبار، بیدار می‌کند، خواب نمی‌کند. مظلومیتِ این‌ها، باروت است؛ کبریتِ حماقت به آن نزنید!» اما خدا خواست که دون‌مایگان، بزرگ‌ترین و خودخواسته‌ترین رسواییِ تاریخشان را رقم بزنند... •|🌌|• @bidelijat
رمضانی که قوت غالبش غصه بود، کاش فطریه اش اشک باشد، اشک شوق...
وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُۥ بَعْدَ حِينِۭ و بى ترديد پس از مدتى خبر [صدق حقّانيّت و ظهور عينى آيات و وعده هاى] آن را خواهيد دانست... (سوره ص، آیه ٨٨)
"کاغذ" را آتش می‌زنید، "حرف" که نمی‌سوزد...
✍🏻 اللّٰهُ أَکْبَرُ | بزرگتر از آنی که نامت در ترازوی حروف بشکند، اللّٰهُ أَکْبَرُ | بزرگتر از آن که چشمی آسمانت را گم کند، لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ | هیچ نوری جز تو نمی‌تابد، وَاللّٰهُ أَکْبَرُ | بالاتر از افق هر ستاره‌ای، اللّٰهُ أَکْبَرُ | و روشن‌تر از اجماعِ سایه‌ها! وَ لِلّٰهِ الْحَمْدُ | سرآغاز و انجامِ تمامِ زیبایی‌ها... الْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلَیٰ مَا هَدانا | تو راه "ایستادگی" را نشان دادی، وَلَهُ الشُّکْرُ عَلَیٰ مَا أَوْلانا | و "آزادگی" را بر ما ارزانی داشتی... ممنونِ توایم... •|🌌|• @bidelijat
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا بى ترديد براى پرهيزكاران پيروزى و كاميابى است (سوره نبا، آیه ٣١)
✍🏻 "بی‌طرفی" ابداعِ ظالمان و ابزارِ ترسوهاست. •|🌌|• @bidelijat