بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
بذارید یه حقیقتی رو بهتون بگم. یه حقیقتِ جالب!
قسمت جالبش چیه؟
جلسهی اولیا مربیان.
نمیدونم که آیا بقیهی معلمها هم اینو تایید میکنن یا نه، اما من فکر میکنم، که اگر مثلا مادرا تو جلسهی اول خودشون رو معرفی نکنن، اما مثلا ۱۰ دقیقه با هم صحبت کنیم، به راحتی میشه حدس زد که هر کدوم اولیای کدوم دانش آموزن؛
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
صحنهای غدیر و کوثر، مثل گوشواره در دو سوی حرم؛ یکی حلقهای از ولایت و دیگری جرعهای از برکت، با تز
یادآوری صحن نویس، به مناسبت امروز...
.
امروز گفتگوی تصویری داشتیم.
در طول کلاس، خیلی به دختر داشتن فکر کردم،
و به خدایی که اینهمه زیبایی، ظرافت و ناز آفریده،
و به نعمتی که دارم.
نگاهشون میکردم و به بزرگشدنشون فکر میکردم،
و به اینکه سهم من از دنیاشون فقط چندماهه،
به اینکه قراره به زودی برن...
به این که چقدر جهان قراره سخت بگیره تا از این استخونهای ظریف و دلهای نازک، زن بسازه؛
زنی که دنیا رو به دوش میکشه...
و البته به این فکر میکردم که چقدر دختر داشتن رو با تمامِ دردسرهاش دوست دارم!
و چقدر مادر بودن رو...
پ.ن: آخرین عکسِ شیشِ دوی عزیزم/ ۳ اسفند ۱۴۰۴
#خانهبهدوش
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
. امروز گفتگوی تصویری داشتیم. در طول کلاس، خیلی به دختر داشتن فکر کردم، و به خدایی که اینهمه زیبای
.
#کاش دستای بلندی داشتم،
اینقدر بلند که همتون توی بغلم جا میشدین، حتی اگر خیلی دور شدیم...
.
✍🏻
یک روز بالاخره نوبت جنگِ آخر میشود
یا خودم میجنگم
یا پسرم،
یا پسری که دخترم خواهد داشت...
#هیاهو
•|🌌|• @bidelijat
آه،
ما چقدر به تکیه دادن به چیزی نیاز داریم؛
چیزی که عمیقتر از قدِ کوتاه و دل بیقرارِ ما باشد!
میشود که توافق نشود، جنگ هم
اما نمیشود که توافق بشود، جنگ هم!
#هیاهو
.
"آینده" هیچ ارزشی برای "بهانههای امروز" قائل نخواهد بود.
این واقعیت جهانه!
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 "معشوق" بودن برازندهی تو بود، اما "عاشقی" به من نيومد! •|🌌|• @bidelijat
تو "معشوق" زیبایی بودی،
دنیا، جای قشنگی برای "عاشقی" نبود.
✍🏻
به تو فکر میکنم،
و به آسمانی خیره میشوم که توی شیشهی کوچکِ عینکم جا دادی.
به تو فکر میکنم،
و از دریایی مینوشم که توی استکانِ باریکم ریختی.
به تو فکر میکنم،
و به عشقی که از سینهام سر میرود.
به تو فکر میکنم،
و خواب از چشمانم میگریزد...
#خیال
•|🌌|• @bidelijat