هر روز یه عالمه اتفاق جذاب میفته و من به کلی چیز فکر میکنم که خب... الان با این سوال مواجهم کی حوصله داره اینهمه وقت بذاره اینارو بشنوه؟
✍🏻
به تو فکر میکنم...
و ناگهان دلم برای خودم هم تنگ میشود؛
برای آن آدمِ عجیبی که تنها کنار تو از لایِ استخوانهایم بیرون میزند.
به تو فکر میکنم،
و به آخرین دیدار،
و به اینکه شاید هنوز بخشی از منِ آنروز مانده باشد،
لای آسترِ کیفم،
یا میانِ پرز لباسهایی که پوشیده بودم!
اما نیست...
و من کنار جای خالیِ هر دویتان چگونه بخوابم؟
#خیال
•|🌌|• @bidelijat
کاش اینقدری جسور بودم که بتونم وقتی مادرا ازم دربارهٔ مدرسهٔ تیزهوشان و نمونه دولتی سوال میکنن، نظر صادقانهمو بگم.
- نظر صادقانهات چیه خانوم معلم؟
+ خودم اگه بچه داشتم نمیفرستادمش.
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
کاش میدانستی ما اینجا، در این فاصلهٔ بلند، چهقدر عاشقِ شنیدنِ توییم...
پیغامت را نمیخوانم آقا!
خط به خط واژههایت را میبوسم عزیزِ مظلومِ مقتدرم...
✍🏻
این میز مذاکره که روی خرابههای توافق قبلی میچینید، دکورِ بیشرمیست...
#هیاهو
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
ایران،
همچنان در آغوش همان نیروییست
که یوسف را از قعر چاه روی تخت سلطنت نشاند.
سرزمینِ زیبایِ غمگرفتهی من...
با زخم آشناست
و با خیانت غریبه نیست
اما امیدش را نه به برادران
که به صاحب جهان بسته،
و خداوند
هیچ یوسفی را در تاریکی تنها نمیگذارد...
#هیاهو
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
از نشانههای بزرگی شاید یکیش به آدمها سخت نگرفتنه.
و دومیش احتمالا دونستن اینه که آدمها نباید تاوان بداخلاقی و بیاعصابی شمارو بدن.
هم من به هم ریختهام،
هم جهان!
تو اما هنوز همون خدایِ مدبّری که تو روزای آسودگی بودی...