eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
506 دنبال‌کننده
223 عکس
13 ویدیو
0 فایل
واژه‌های بیهوده‌، اما پوچ نه. کپی بدون ذکر منبع ممنوع! شناسِ بنده: @Zahra_vm ناشناسِ بنده: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
‌‌ پیغامت را نمی‌خوانم آقا! خط به خط واژه‌هایت را می‌بوسم عزیزِ مظلومِ مقتدرم...
چشم به راهِ آن روزیم که نامه‌ها به دیدار برسند، سلام‌ها بی‌واسطه گفته شوند و دلتنگی، بالاخره راهی برای تمام شدن پیدا کند... چه می‌دانم! شاید تمامِ این «ندیدن»ها تمرینی باشند برای آن یک «دیدن» بزرگ... ان‌شاءالله.
با مادر تو خیابون بودیم، یهو ایستاد و با یه خانمی سلام و علیک کرد، بعد خیلی جدی ازم پرسید: ایشونو می‌شناسی؟ و بعد درحالی که گنگ نگاهش می‌کردم ادامه داد: وا، تو دو سالت بود اینا همسایه‌مون بودن دیگه. :)
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
‌‌ دستِ چپم به تازگی به عنوان یه منطقه‌ی خودمختار اعلام استقلال کرده و به تنهایی برای تمام مسائلی که
ظاهرا مغزم یه ادارهٔ مستقل تو سرم تأسیس کرده که با ساعت آمریکای جنوبی کار می‌کنه و همین الان یه کمیتهٔ اضطراری تشکیل داده تا اتفاقی که سه سال پیش افتاده رو از یه زاویهٔ جدید بررسی کنه!
✍🏻 شب، مثلِ براده‌های آهن در چشم‌هایم فرو می‌رود... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 تا زمانی که دستِ قدرتِ خدا بر سرِ این خانه است، مکرِ شیاطین جز دست‌وپا زدنی در مرداب نیست. •|🌌|• @bidelijat
چقدر مار بخوریم افعی می‌شیم؟
✍🏻 هرچند که چشم‌هایمان از غبارِ خیانت‌ها می‌سوزد و موهایمان در انتظارِ طلوع سپید شده، اما هرگز به تاریکی خو نخواهیم گرفت. و در اوجِ غربت، بوی فتح را از لابه‌لای همین بادهای مسموم استشمام می‌کنیم، چرا که به سنتِ تخلف‌ناپذیرِ خدا در پایانِ این قصه یقین داریم... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 زور دشمن بهمون نمی‌رسه، ولی خیانتِ خودی‌ها، بی‌تفاوتیِ بیخود‌ی‌ها و بی‌طرفی نخودی‌ها پدرمونو در میاره! •|🌌|• @bidelijat
من از مدرسه تازه رسیدم خونه. لرزش دستام تازه آروم شده. تپش قلبم هنوز به وضعیت قبلش برنگشته.
زنگ آخر بود، پشت به بچه‌ها و رو به تخته داشتم تکالیف رو می‌نوشتم، یه دفعه یه صدای بلند اومد، رعد و برق بود، ولی من اولش نفهمیدم رعد و برقه، از بس که این روزا مدام منتظریم ببینیم وضعیت جنگ چی میشه و انگار که هر لحظه بعید نیست یه موشک بغل گوشمون منفجر بشه، فکر کردم موشکه! صداش همون‌شکلی بود، همون‌طوری که توی نبرد رمضان بود.