طوفانِ عاشقانهی تو! مستدام شد!
با #نورِ اربعین! حرمت ازدحام شد
نورِ نگاهِ مادرمان! تا زمین رسید!
بر یاورانِ تو جریانِ سلام شد!
#امام_حسین
#اربعین
https://eitaa.com/bineshaneha
“قطرهای از رحمت بیانتها”
شرمنده کردی بارِ دیگر این گدا را
شکرِ خدا دیدم دوباره کربلا را
من ماندهام بیدار؟ یا خوابم؟ حسین جان!
یعنی تو مهمان کردهای این بینوا را؟!
جز #کربلا جایی به این نوکر نسازد
جز کربلا اصلاً بگو دارم کجا را؟
جان خودت، جانم به لبهایم بیاید
از من اگر گیرند این دارالشّفا را
من از خودم شرمنده گشتم تا که دیدم
موکب به موکب نوکرانِ بیریا را
من ماندهام! دیده چه در این زندگانی؟
آن که ندیده این زمینِ با صفا را!
هر اربعین بر تشنگانت میچشانی
یک قطره از آن رحمتِ بیانتها را!
تو شاهدی هر جا که رفتم یاد کردم
جاماندهها! جاماندهها! جا ماندهها را!
#امام_حسین
#اربعین
✍🏻 شاعر: محمدحسین رحیمیان
https://eitaa.com/bineshaneha
در اربعين به محضرِ مولا رسيدهايم
يعنی درونِ خانه به #زهرا رسيدهايم
در كاروانِ نور! قافله سالار، فاطمه است!
ما هم به يُمنِ فاطمه اينجا رسيدهايم!
https://eitaa.com/bineshaneha
“هستیم زائران خدا با زیارتش”
پیگیرِ ماست روز قیامت محبّتش!
نوری! که میشوند همه محو شوکتش
با سنگِ دل نخورْد محک گوهرِ #حسین
آنجا عیان شود به همه قدر و قیمتش
تا به ابد #زیارتِ او را طلب کند
هر کس که کامِ او بشود وا به تربتش
جنّت مبارکِ همه خوبان، بهشتِ ما
دیدار اوست! دیدنِ قامتْ قیامتش
غِلمان و حور هر چه که باشد چه فایده
وقتی نشسته است دلم پای صحبتش
خسران زده است هر که توسّل نکرده است
پاسخ نداده است به او وَ به بیعتش
شبهای جمعه هست خدا زائرِ حسین!
هستیم زائرانِ خدا با زیارتش!
شبهای جمعه زخم تنش خوب میشود
شبهای جمعه #فاطمه آید عیادتش
پیگیر روضههای حسینیم روز و شب
پیگیر ماست روز قیامت محبّتش
✍🏻 شاعر: بهمن ترکمانی
https://eitaa.com/bineshaneha
پرنده مهاجر.pdf
حجم:
455K
قطعهای از شعرِ “پرندهی مهاجر”:
چرا أشبه به مولامان نباشیم؟
چرا در جستجوی #نورِ زهرا
چو خوبان تا ابد سربازِ این میدان نباشیم؟
من از امروز وقفِ اهل بیتم!
وَ میخواهم شما انوارِ بحرِ عالّین را!
بسی نصرت نمایم
برای نصرتی بس خالصانه
چه باید کرد #مادر!؟
پرنده بود! امّا…
ز سوزِ شدّتِ فقر
سراسر داشت میگردید پرپر!
چه باید کرد… مادر!؟
ز فقرش داشت میسوخت…
وجودش! داشت میسوخت!
پرندهای درونِ نورِ مادر بود و نورش داشت میافروخت!
خدایا! رحم فرما!
وَ محَوم کن درونِ نورِ #زهرا
که چون او! من نباشم تا تو باشی…!
#امام_مهدی
#صاحب_الزمان
#امام_زمان
#دعای_ندبه
#پرندهی_مهاجر
✍🏻 شاعر: سید محسن مسعودی
https://eitaa.com/bineshaneha
#امامِ_زمان با همین اربعین!
به مجراییِ! شیعیان در زمین!
ز بالاترین ارتفاعاتِ نور!
سرازیرِ دنیا شده! تا ظهور!
تکاپوی ما! بوی بارانِ اوست!
ز آرامشِ قبلِ طوفانِ اوست!
به نابودی دشمن آمادهایم!
ولی تابعِ #نورِ فرماندهایم!
#امام_مهدی عج
#اربعین
#ظهور
https://eitaa.com/bineshaneha
“در جستجوی امام”
رفتم به سوی اصلِ #وجودم! در آرزوی امام
گفتا: بتاز! در پیِ #مهدی! به جستجوی امام
گفتم: که ابتدا و سرانجامِ آفرینش چیست؟
گفتا: که از امامِ جهان است! و رو به سوی امام!
گفتم: صدورِ این کلِمات! از کجاست #مادرجان!؟
گفتا: تَکلُّمی! است ز نورِ درختِ! کوی امام!
گفتم: که در کجاست أبعادِ غیرِ قابلِ وَصْف؟
گفتا: فراتر است! ز این #نورِ گفت و گوی امام!
گفتم: به سوی نور! ز دنیا چگونه باید رفت؟
گفتا: که با سکونتِ دائم! درونِ کوی امام!
گفتم: که من فقیر و ضعیفم برای #نصرتِ او
گفتا: بخوان! نظامدارِ جهان را! به آبروی امام!
گفتم: به کاروانِ ظهورش! چگونه یارانی است؟
گفتا: شبیهترینِ خلایق! به خلق و خوی امام!
گفتم: به چیست ارزشِ رفتارِ در قبالِ مَلِک!؟
گفتا: به فهمِ خواستههایش! ز چشم و روی امام!
#مادر_مهربان س
#فاطمه_زهرا س
#امام_مهدی عج
#امام_زمان عج
✍🏻 شاعر: سید محسن مسعودی
https://eitaa.com/bineshaneha
شاپرک.pdf
حجم:
321K
قطعهای از شعر #شاپرک
دوش… رفتم! پیِ خورشید بگردم تا صبح!
کوله بارم بر دوش…!
شهر! در حالِ خودش بود! و سراسر خاموش…!
اسب را زین کردم
تا بتازم پیِ #نور…
چون اباالفضل! بتازم شب و روز
تا شَوَم پنجرهای بهرِ #ظهور…!
زیرِ لب میگفتم
غرق…! در فاطمه باش…!
در حریمِ زهرا!
وقف…! بر فاطمه باش…!
حمد، مخصوص خداست…
ربِّ عالم ز ازل تا به ابد بیهمتاست…
میستایم او را…
کاو خدایی یکتاست…
از همان روز که با فاطمه همراهم کرد…!
شب و روزم حمد است…
#مادر_مهربان
#فاطمه_زهرا
#امام_مهدی
#امام_زمان
✍🏻 شاعر: سید محسن مسعودی
https://eitaa.com/bineshaneha