جواب درست در کانال پیام رسان بله قرار داده شد🙏
https://ble.ir/biochemistry045
*از ته دل برای بچههای ۱۴۰۵:
*
الان دقیقاً همون روزاییه که پارسال منو داشت میخورد، له میکرد، بعد میریخت دور. اردیبهشت. یه ماه مونده به کنکور.
برای من اوایل خرداد ۱۴۰۴ بود. این یه ماه آخر، برای همه یکیست: یه شکنجهگاه ذهنی.
میخوام چیزی رو بگم که شاید تا حالا به کسی نگفته باشم. شاید فکر کنی یکی که رتبه ۵ بیوشیمی بالینی کشور شده، تو این یه ماه آخر، یه ماشین بوده. صبح تا شب میخونده، برنامه داشته، خیالش راحت بوده. نه.!!!!
من این یه ماه آخر رو با یه صدا زندگی میکردم. یه صدا تو سرم بود که هی میگفت: «نمیرسی. ببین چقدر عقبی. ببین چقدر دوره و مرور مونده. موفق نمیشی.» این صدا انقدر واقعی بود که بعضی روزا حس میکردم یکی پشت گوشم وایساده و اینا رو زمزمه میکنه.
تنم قفل کرده بود. استرس مزمن. این استرس، اون استرسی نیست که یه شب بیاد و صبح بره. این استرس، یه مهمون دائمیست که صبح با تو بیدار میشه، موقع صبحونه میره تو گلوت، پشت میز مطالعه میاد رو قفسه سینهت سنگینی میکنه، شبم میره تو تختت. بدنم از اون بدنها بود که انگار همیشه تو حالت «جنگ یا گریز» قفل شده.
و کلی درس نخونده. کلی دورهای که به سرانجام نرسیده بود. مرورای نصفه. تستایی که قرار بود بزنم و نشد. به خودم که نگاه میکردم، میدیدم یه آدمم با یه کوهِ ناتموم.
اما چی شد که همون آدم رتبه ۵ کشور شد؟
یه شب، از اون شبای خیلی بد، نشسته بودم و به هیچی نگاه میکردم. کتاب باز بود ولی من نبودم. یههو از خودم پرسیدم: «اگه واقعاً قبول نشم چی؟» بعد یه سوال بهتر اومد: «اگه قراره قبول نشم، میخوام چطور شکست بخورم؟ مثل کسی که یه ماه آخر رو تسلیم شده و گریه کرده؟ یا مثل کسی که تا دم دروازه جنگیده؟»
فردا صبح، بلند شدم، کتابو باز کردم. به اون صدا گوش ندادم. نه اینکه صدا رفته باشه. بود.!!! هی میگفت نمیشه. ولی من یه تصمیم گرفته بودم: میذارم حرفشو بزنه، ولی منم کار خودمو بکنم. هر روز چند ساعت، نه زیاد، میخوندم. همون کتابای ناقص. همون دورههای نصفه رو میخوندم و میبستم. تست میزدم، افتضاح میشد، دوباره میزدم.
حالا میخوام یه چیزی بگم که عمیقاً باور دارم. اون صدا که میگه «موفق نمیشی»، مال تو نیست. مال شرایطه. مال حجم درسای نخوندهست. مال ترسه. تو رو با اون صدا یه هفته قبل از کنکورم قاطی نکن. چون تو تو همون هفته آخر هم داری میسازی. داری میسازی و نمیدونی.
چیزی که منو از اون مزخرفات نجات داد، این بود: نگفتم باید قهرمان بشم. گفتم فقط تمومش کن. نگفتم باید همه چیزو تموم و کمال بخونم. گفتم هرچی تو توان داری بذار، بقیهش با خداس.
و اون آدم که یه ماه قبل از کنکور فکر میکرد ته چاهه، یه ماه بعد، رتبه ۵ بیوشیمی بالینی کشور شد.
پس تو هم، با همین حجم نخونده، با همین استرس که نمیذاره نفس بکشی، با همون صدایی که الان تو سرت داره این متنو میخونه و میگه «برای تو فرق میکنه»... برو یه صفحه رو باز کن. اصلاً به رتبه فکر نکن. فقط تمومش کن ببینم چی میشه.
همین یه ماه. به حرفم میرسی.
@Biochemistry045
*💢 آزمون کارشناسی ارشد علوم پزشکی به «نیمه دوم سال جاری» موکول شد*
▫️روابط عمومی معاونت آموزشی وزارت بهداشت با صدور اطلاعیهای از موکول شدن آزمون کارشناسی ارشد رشتههای علوم پزشکی به * «نیمه دوم سال جاری» * خبر داد.
▫️بنابراین اطلاعیه آزمون کارشناسی ارشد رشتههای علوم پزشکی که قبلا مقرر بود روزهای ۲۱ و ۲۲ خردادماه ۱۴۰۵ برگزار شود، به دلیل استمرار شرایط اضطراری ناشی از جنگ تحمیلی سوم به نیمه دوم سال ۱۴۰۵ موکول شده است.
این اطلاعیه میافزاید: زمان دقیق برگزاری آزمون کارشناسی ارشد رشتههای علوم پزشکی پس از پایان جنگ تحمیلی سوم و بازگشت کشور به شرایط عادی اعلام خواهد شد و فرآیند و کارت ورود به جلسه آزمون نیز مطابق روال سالهای گذشته، چند روز پیش از برگزاری آزمون از طریق سامانه مرکز سنجش آموزش پزشکی در اختیار داوطلبان قرار میگیرد.