#رمان_مأوا
#پارت_هشتم
با تعجب به سمتشون رفتم
من:چیشده؟اینجا چه خبره؟
هیچکس جوابمو نداد
با استرس کنار دیوار ایستادم
بعد چند دقیقه گشتن؛پلیس ها توی بغلشون از زیر زمین بچه های زخمی آوردن بیرون
یکی دو تا نبودن و هی داشتن میاوردن
گریه ام گرفته بود
هر کس اونجا بود از ترس داشتن میلرزیدند
پلیس های خانم به طرفمون اومدن و دست بند زدن به دستمون
هرچی میگفتم من از هیچی خبر ندارم هیچکس گوش نمیداد
اون بچه ها اونجا چیکار میکردن؟
چرا زخمی بودن؟
اینجا چه خبر بود؟
(از زبان آرش)
بی حوصله جواب تلفن رو دادم
من:بله؟
صدای التماس وارانه سلما توی گوشی پیچید:آرش تروخدا این کار و نکن با من
من بدون اینکار میمیرم
من با بی حسی:تموم شد سلما
تو به شرکت خیانت کردی
منم کارمند خیانت کار نمیخوام
بدون معطلی قطع کردم
وقتی داشت برای رقیبم اطلاعات میداد باید اینجاشو فکر میکرد
#رمان_مأوا
#پارت_نهم
داشتم سوار ماشین میشدم که صدای گوشیم بلند شد
از ایران بود تماس
اگه چیز مهمی نبود این وقت عصر زنگ نمیزدند
بدون معطلی جواب دادم
من:بگو
...:قربان موسسه لو رفته
پلیس ها ریختن تو و همه رو بردن
با خشم لگدی به لاستیک ماشین زدم
من:توی پاسگاه آدم جور کن
نمیخوام کسی زنده بمونه
هیچکس نباید حرف بزنه تاکید میکنم هیچکس
..:بله قربان حتما
قطع کردمو با حرص نشستم توی ماشین
گند زده بودن
چند روز دیگه قرار بود شیخ بیاد و بچه ها رو ازم تحویل بگیره
حالا من چه جوابی بهش بدم؟
لعنتی
(از زبان فرشته)
هرچی التماس میکردم من بیگناهم کسی حرفمو باور نمیکرد
اصلا نمیشنید
با دیدن بابا و داداش با ذوق نگاهشون کردم
چند ساعت طول کشید حرف زدنشون تا بالاخره راضی شدن من گناهی ندارم و آزادم کردن
هرچی میدونستم و گفتم و خسته به همراهشون از پاسگاه زدم بیرون
بابا و داداش اصلا نگاهم نمیکردن
با استرس شروع کردم به ذکر گفتن تا اتفاق بدتر از این نیوفته برام
از خشم بابا میترسیدم
ادامه دارد...
"از فطرسِ ملک به همه پَرشکستهها
حیّ علی کرامتِ گهوارهی حسیــــن
آقای امام حسین
هوای دل شکسته ها رو داشته باش"
@bisaheldel
"روزوصلشبایدازشرمآبگردیدنکهما
درفراقشزندگیکردیموجانیداشتیم..."
@bisaheldel
"امامحسینعلیهالسلام:
کسیکهبخواهدازراهگناهبهمقصدیبرسد،
دیرتربهآرزویشمیرسد
وزودتربهآنچهمیترسدگرفتارمیشود
تحفالعقول،صفحه۲۴۸"
@bisaheldel
"گفتیبهتوگربگذرم،ازشوقبمیری!
قربانِقدت؛بگذروبگذاربمیرم..."
@bisaheldel
"دردمفراقتانو دواکربلایتان ..
ازدوریِضریحِتوبیمارمیشوم💔"
@bisaheldel
"خیالجلوهاشازخوابمخملبردهراحترا
بهچشمبازمیخوابندمشتاقانحیرانش..."
@bisaheldel
"پزشک،نسخهمنراحسینرقمزدهاست
نوشتهعشقِحسیناضطرارِعاشقیایست"
@bisaheldel
"-وأنَاأبحَثُعنِّي؛وَجَدْتُكَیٰاحُسین-
+وهنگامیکهدرپیِخودمبودم
تــورایافتم،یاحسین..!♥️"
@bisaheldel