#رمان_مأوا
#پارت_سی
من با حرص:من کمک نمیکنم
جوری محکم کوبید به دیوار که حس کردم استخوان هام شکست
آخی ناخودآگاه گفتم
سارا با اخم:انگاری نمیدونی ما کی هستیم دخترجون
به نفعته همکاری کنی وگرنه پشیمون میشی
من با درد:پشیمون بکن ببینم چطوری میکنی
خواستم برم که لگد محکمی به کمرم زد که حس کردم فلج شدم
با درد نشستم روی زمین
گره روسری و گرفت و توی صورتم غرید
سارا:نشونت میدم
دستمو گرفت و کشوند کشون برد توی زیرزمین
از درد کمرم گریه ام گرفته بود
پرتم کرد وسط اتاق که دردم شدت گرفت
سارا:یالا
قراره یه ویدیو بگیریم بفرستیم به خارج
یالا بشین روی صندلی
بازم مخالفت میکردم
من نمیخواستم اینکارو بکنم
خواست روسری مو باز کنه که جیغ کشیدم و هلش دادم
منی که از ۴ سالگی هیچکس موهامو ندیده نمیزارم از این به بعد هم چشم نامحرمی بهشون بخوره
من با حرص:تو حق نداری با حجاب من کاری داشته باشی
امتحان کن بازش کنی تا اینجا بکشمت
بلند شد و با حرص لگدی دوباره به کمرم زد
دیگه کمرمو حس نمیکردم
سارا با داد:اینجا من میگم چیکار کنیم
سینا بنشونش روی اون صندلی
آقا کیان تا شب فیلم رو میخواد
داد زدم
من:دستت به من بخوره قسم میخورم پشیمونتون میکنم
سینا نزدیکم نشد و عقب ایستاد
سارا:باشه
انگار با زبون خوش نمیفهمی
توی صورتم خم شد و تهدید وار غرید
سارا:اگه همکاری نکنی
یه بلایی سر مادربزرگ آرش میاریم که اون سرش ناپیدا
بیچاره پیرزن خودش هم لالِ
نمیخوای که اذیت بشه هان؟
گریه ام گرفت از نامردی شون
با گریه روی صندلی نشستم
سارا با پوزخند:آفرین حالا شد
سینا متن رو بده بهش
اینارو جلوی دوربین بگو و یجوری بگو که همه رو بخرن
نمیخوام جنسی روی دستمون بمونه
خدایا من و ببخش
من میمردم بهتر از این گناه بود
ادامه دارد....
"دلم نه زائر شدن میخواهد،
نه عکس کنار ضریح...
دلم میخواهد روزی،
امام زمان(عج) مرا به نامِ «یار» صدا بزند"
@bisaheldel
"میگویند کربلا دعوتیست؛
من سالهاست پشتِ در ایستادهام.
نه از بسته بودنِ در میترسم،
از این میترسم که صاحبخانه مرا نشناسد"
@bisaheldel
"شب اربعین از خدا فقط یک چیز بخواه...
نه کربلا، نه زیارت...
بگو: «خدایا! مرا از جاماندگانِ حسین(ع) قرار نده.»
چون جاماندن از حسین(ع)،از جاماندنِ اربعین سختتر است"
@bisaheldel
"بهم گفتن:
«اگه امام حسین(ع) همین الان صدات کنه،
میتونی همهچی رو رها کنی؟»
سرمو پایین انداختم...
ما هنوز دل کندن از دنیا رو هم یاد نگرفتیم"
@bisaheldel
"گفت:
«ما لیاقت داریم، جزو ۳۱۳ نفر باشیم؟!»
لبخندی زدم، با شرمندگی گفتم:
«بیا بشین گریه کنیم...»
ما جزو ۲۰ میلیون زائر کربلا هم نیستیم...!"
@bisaheldel
321.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کربلا نرفتی ؟
مادر سهم بچه نیومده رو کنار میزاره...
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - نماهنگ پناه - مسعود پیرایش.mp3
زمان:
حجم:
7.3M
تو امام حسینمی دردمو میبینی
پای حرفای دلم همیشه میشینی
غم فردا رو ندارم با تو آقا جون
تو امید قلب هر غریب و مسکینی
#مداحی