"بزرگوارانی که کربلا یا در مسیر کربلایید
اگه برای من دعا نکنید
انشالله خیلی گرمتون بشه...🥲🫠"
@bisaheldel
"نمیدانم کدام عمود،
دلتنگیِ مرا تا حرم خواهد برد...
فقط میدانم امشب،
دلم پیاده است"
@bisaheldel
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسین جان
به اربعین ما گِره افتاده
میدانم اگر رقیهات(سلام الله علیها) بخواهد
این گره هم باز میشود...
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - نماهنگ والا مقام - گروه سرود منتظر.mp3
زمان:
حجم:
10M
والا مقام ما حسین ای امیر من
دستی بکش به روی دل گوشهگیر من
باید که از نشستن و رخوت حذر کنم
دریا طلب کن ای تن همچون کویر من
ما نسل شوق و شور و قیام و شهادتیم
حاشا که عافیت طلبی کار ما شود
#مداحی
"میگویند راهِ کربلا از نجف میگذرد،
کسی نیست بگوید راهِ دل از کجا میگذرد؟"
@bisaheldel
"گاهی تمامِ اربعینِ یک آدم،
در همان «کاش من هم بودم...» خلاصه میشود"
@bisaheldel
"دلتنگیِ اربعین درد ندارد،
درد آنجاست که دلت راه را بلد باشد و قسمت، نه"
@bisaheldel
"دلم یک گوشه از بینالحرمین جا مانده،
با اینکه هیچوقت آنجا نبوده است...
عجیب نیست؟
بعضی جاها را باید با دل شناخت، نه با چشم"
@bisaheldel
"نمیدانم کدام عمود،
دلتنگیِ مرا تا حرم خواهد برد...
فقط میدانم امشب،
دلم پیاده است"
@bisaheldel
#از_زبان_یک_فرشته_مامور
"من فرشتهای هستم که هر سال، مرا به اربعین میفرستند؛ اما نه برای نوشتنِ نام زائران...
مأموریت من، چیز دیگریست.
من سلامهای نرسیده را جمع میکنم.
سلامِ مادری که روبهروی قاب عکس پسر شهیدش گفت: «السلام علیک یا اباعبدالله...»
سلامِ پیرمردی که حسرتِ راه رفتن تا کربلا را بر عصایش تکیه داده است.
سلامِ دختری که تمام پساندازش را نذرِ زائران کرد و خودش جاماند.
و سلامِ آن جوانی که میانِ شلوغیِ دنیا، هنوز دلش برای بینالحرمین میتپد.
هر سال، سلامهای زیادی را با خودم میبرم؛ اما عجیب است...
سلامهای جاماندگان، از همه سنگینترند.
آخر، بعضیها به اربعین میرسند و بعضیها، اربعین به دلهایشان"
@bisaheldel
#روایت
"شخصی میگفت:
«من زائر اربعین نبودم، مسافرش بودم.
راستش را بخواهید، سال اول فقط برای کنجکاوی رفتم. از آن همه شوق مردم تعجب میکردم. برایم سؤال بود که چه چیزی میلیونها نفر را از کشورهای مختلف، با زبانها و فرهنگهای متفاوت، به یک جاده میکشاند؟ مگر یک جاده چه دارد که آدمها اینگونه عاشقانه قدمهایشان را نثارش میکنند؟
تمام مسیر را نگاه میکردم، اما نمیدیدم.
تا اینکه در یکی از موکبها، پیرمردی عراقی کفشهایم را جفت کرد. هرچه اصرار کردم، اجازه نداد دستش را ببوسم. فقط گفت: "الحمدلله که برای حسین آمدهای."
برای حسین آمده بودم؟! نه... من برای حسین نیامده بودم، برای خودم آمده بودم.
چند عمود جلوتر، کودک خردسالی را دیدم که بطری آب به دست گرفته بود و با زبان شکستهاش میگفت: "حُبُّ الحسین یجمعنا."
نفهمیدم چرا بغض کردم.
در آن مسیر، هیچکس مرا نمیشناخت، اما همه مرا عزیز میدانستند. هیچکس نامم را نپرسید، اما همه مرا مهمان حسین صدا زدند.
وقتی برگشتم، دوستانم پرسیدند: "کربلا چطور بود؟"
سکوت کردم...
چون من از کربلا برنگشته بودم. کسی که رفته بود، با کسی که برگشته بود، یکی نبود.
سالهاست که از آن اربعین میگذرد، اما حالا هر وقت از من میپرسند اربعین چیست، میگویم:
اربعین، جادهای نیست که تو را به کربلا برساند؛
معجزهای است که تو را به خودت میرساند.
و من هنوز، هر سال، در انتظار آن معجزهام.»"
@bisaheldel
مَنِـــــــــ اُو
۷ روز تا اربعین حسینی...🥀
۶ روز تا اربعین حسینی...🥀