#از_زبان_یک_فرشته_مامور
"من مأمورِ ثبتِ کارهای یک انسان بودم.
سالها هرچه مینوشتیم، شبیه هم بود:
آمد...
رفت...
خندید...
رنجید...
اشتباه کرد...
تا یک شب نامِ حسین(ع) را شنید.
فردایش هنوز همان آدم بود؛
همان خانه،
همان کار،
همان زندگی...
اما چیزی در او جابهجا شده بود.
وقتی میتوانست جوابِ بدی را با بدی بدهد،
سکوت کرد.
وقتی میتوانست کسی را تحقیر کند،
دستش را گرفت.
من قلمم را زمین گذاشتم.
چون برای اولین بار،
نمیدانستم در دفترِ اعمالش بنویسم:
«یک کارِ خوب انجام داد»
یا:
«یک انسانِ تازه متولد شد.»"
@bisaheldel
#روایت
"شخصی میگفت:
«یک روز فهمیدم اهلبیت(ع) زندگیام را عوض نکردند؛
معیارم را عوض کردند.
قبلاً اگر کسی به من بد میکرد، میگفتم:
"حقش را کف دستش میگذارم."
بعدها یاد گرفتم بگویم:
"اگر علی(ع) جای من بود، چه میکرد؟"
همین یک سؤال،
خیلی از جوابهای قدیمیِ زندگیام را از من گرفت.
من آدم دیگری نشده بودم...
فقط دیگر نمیتوانستم مثل قبل باشم.»"
@bisaheldel
هدایت شده از فٰاکـــــِــهَةُ القُرا و شَمسُ القُرا .
تازه منتشرشده از محفل فصل ۴
پشت صحنه حضور آقا احسان و آقای مدرس در برنامه
کپی نشهههههه❌❌❌
فور حتماااا✅✅✅
https://eitaa.com/dakhil313
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همه شون سعی میکردن توجه اش رو به خودشون جلب کنند اما اون چشماش فقط یه نفر رو میدید....داداشش🥲🥹🫂
#ادیت_حامین
#برادرانه
@bisaheldel
ادیت به مناسبت ۲۰۰ تایی شدنمون🎉
کپی✖️فور قشنگتره✔️