"زن، به پنجرهیِ بارانخوردهیِ قطار خیره شده بود؛ قطار، با سرعتِ دیوانهواری در دلِ شب میرفت و او، در میانِ این سفرِ بیمقصد، به یادِ کسی افتاد که روزی، تمامِ مقصدِ زندگیاش بود"
https://eitaa.com/bisaheldel
"گاهی بزرگترین زخمها،
نه بر تن، که بر روحِ انسان مینشینند؛ زخمهایی که با هیچ مرهمی التیام نمییابند، جز با گذرِ زمان و پذیرشِ حقیقت؛ حقیقتی که گاهی، تلخترین دارویِ دنیاست"
https://eitaa.com/bisaheldel
"جز یاد تو بر هیچ دلم راه نباشد
این است مرا کمالِ دلخواه نباشد"
https://eitaa.com/bisaheldel
"هر لحظه
دریچهای است رو به بینهایت؛ اما ما، تنها از دریچههایِ آشنا و تکراری به بیرون مینگریم"
https://eitaa.com/bisaheldel
"ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
بیبرگ شد و خشک شد، چون نی در دست
و آن عهد که با یار وفادار ببستی
از درد بدر، بر گِلِ او ریست"
https://eitaa.com/bisaheldel
"من ندانستم از اول که تو بی مهرِ وفایی
عهدِ نابستن از آن روز که بستی، دلِ من را"
https://eitaa.com/bisaheldel
"نشود فاشِ کسی مُهرِ جگرسوزِ محبت
که بآتش درفتاد از گَهِ دیدنِ دل را"
https://eitaa.com/bisaheldel
"و گمان میکردم که دوست داشتنِ تو کافی است تا جهانم را نجات دهد؛ اما جهانم هیچگاه نجات نیافت، فقط غرقتر شد"
https://eitaa.com/bisaheldel
"گر موجِ بلا چهرهی مـا را بگـذارد
در سینه به جز عشقِ تو کوتاه نباشد"
https://eitaa.com/bisaheldel
"گر به صد نقش بیاری رخ خود، یاری نیست؛
یار آن است که دلش با تو یکی گردد و بس"
https://eitaa.com/bisaheldel
"دیدی ای دل که غم ات، دنیاست؟
گفتی این عشق گر سراب آن است"
https://eitaa.com/bisaheldel
"اگر دستم رسد
روزی که ملکِ دستِ من باشد،
کُنَم از لطف، عالمی سیراب،
زِ اشکِ غم، به کامِ دل"
https://eitaa.com/bisaheldel