eitaa logo
آقا‌‌‌اسی‌وفاطی
1.3هزار دنبال‌کننده
407 عکس
0 ویدیو
0 فایل
اینجا روزمرگی منو اقاییم❤️☺️ درد و بلای منو همسرم بخوره تو سر آدمایی که به ما حسودیشون میشه اهاییییییییی حسودا بشین و بسوز....😍😄 تیلیغاتمون🥰 @MHA19II https://abzarek.ir/service-p/msg/4069168
مشاهده در ایتا
دانلود
آبجیاا با اسی جونم رفتم خریدد بیاید نظر بدینن😍😍😘
کدوم و برا اسی جانم بگیرم؟😍😍🥰 خیلی قشنگنن
امروز میخوام ادامه داستان آشنایی بزارم😍😍😍😍😍😍😍😍
ادامسمو گذاشتم گوشه بشقاب هندونه بخورم😍😋خیلی خشمزه ست اقایی خودش خریده🥰🤤
شب شد رفتیم خونه عمه ام عروسی همه فامیلاشون ارایش زیاد کرده بودنم موهاشونم مثل شتر بود😒 چون من خیلی خوشگل میرقصم همش بلندم میکردن برقصم بقیه دورم چرخ میزدن مثل عروس😍😍 وقتی خواستن شام بدن عمه ام به زور بلندم کرد چادر انداخت سرم گذاشتم دم در که وقتی غذا میدن من بگیرم بدم بهشون خیلی عصبانی بودم چون همش کارا رو مینداختن گردن من😡 وقتی مرده اومد غذاها رو بده من چادرو انداختم رو صورتم تا معلوم نباشم😌 یهو یه صدای خیلی جذاببببب صدام کرد گفت بگو به بزرگترت بیاد این غذاها رو بگیره😍😭 اروم از لای چادر نگاش کردم پسر راننده بودددددد😍🤩 اولش همون‌جوری فقط موندم بعدش گفتم بزرگتر اینجا منم غذاها رو بدید به خودم دیدم برای اینکه نخنده گوشه سبیلشو کشید تو دهنش جوید💋💋 همون لحظه دوباره با دیدن این کارش عاشقش شدم😭 وقتی غذاها تموم شد اونم رفت سریع رفتم پیش عمه ام گفتم عمه اونی غذاها رو اورد کی بود یه نگاهی بهم کرد گفت چراااا چیزی بهت گفته گفتم نههه همینجوری می‌خوام بدونم وقتی دید من بیخیال نمیشم بهم گفت فامیل اکبر آقاعه یعنی شوهرعمه ام😭😍
این عکسو تو چیزای اقایی دیدم خیلی ناراحت شدم یعنی دیگه منو دوس نداره😭💔
چشمای آقایی دریای منه😍😏
نه تو کیف پول قدیمیش بود بهش گفتم گفت مال قبلا بوده که تو رو نداشتم😍دوستش بهش داده اقایی هم گذاشته تو کیفش بعدا پرتش بده یادش رفته🥰