「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠🕯💙୨ৎ 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟺 ꒷⏝꒷ ماهرخ: رفتم سمت کتابخونه حامیم هم اونجا بود حامیم: اومد و کتاب تو دستش ه
پــارٹ جدید تــقـدیـم بــه نـگــاه هـاٹون🌝💙୨ৎ
هدایت شده از ݩــجـواے حـــامـیـم𐙚ּ ۪
نیو نشر از صالحییی😭🎀
عررر😭
𝖭𝖾𝗐꯭ 𝖯︎𝗈𝗌𝗍ִ ּ ۪ ⊹
𝐃𝐨𝐧𝐭 𝐂𝐨𝐩𝐲
𝖩𝗎𝗌𝗍꯭ 𝖥𝗈𝗋w𝖺𝗋𝖽 ᯓִ ּ ۪ ⊹
ִ ּ ۪ ⊹Tag → @Najvaye_haamim
𝐓𝐫𝐚𝐜𝐞𝐬 𝐨𝐟 𝐟𝐚𝐭𝐞🕯💙୨ৎ
𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟻
꒷⏝꒷
حامیم: بفرمایید💳
مریم: قابلتونم نداره رمزتون؟
حامیم: ممنون ****
مریم: بفرمایین
حامیم: مچکرم فقط من میتونم این کتاب رو با خودم ببرم شب یا فردا بیارم؟؟
مریم: بله حتما
حامیم: ممنونم
حامیم: سفارشو حساب کردم و از کافه زدم بیرون رفتم نشستم تو ماشین گوشیم و برداشتم 𝟻تا تماس بی پاسخ از فرید داشتم چون گوشیم سایلنت بود ندیدم
چیزی نیست فقط الان پارم میکنه🦦
زنگ زدم بهش بوق اول برداشت
فرید: کجاییی دو ساعتهه؟ 𝟻بار زنگ زدم خر ساعتو نگا کجایی؟
حامیم: نفس بگیر داداش کافه بودم دارم میام
فرید: الان کافه؟
حامیم: آره دارم میام بای
بدون اینکه منتظر جوابی باشم قطع کردم و بعد چند دیقه رسیدم
رفتم داخل
حامیم: سلام بر دوزتان من اومدم
فرید: چه عجبب شازده
حامیم: کافه بودم الاغ
فرید: آخر همین هفته کنسرت داری در جریانی دیگه؟
حامیم: هن؟
فرید: آره بیا بریم تمرین بچه ها همه داخلن
حامیم: بریم
𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝🕯💙୨ৎ
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
𝐓𝐫𝐚𝐜𝐞𝐬 𝐨𝐟 𝐟𝐚𝐭𝐞🕯💙୨ৎ 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟻 ꒷⏝꒷ حامیم: بفرمایید💳 مریم: قابلتونم نداره رمزتون؟ حامیم: ممنون **** مریم:
پــارٹ جدید تــقـدیـم بــه نـگــاه هـاٹون🌝💙୨ৎ