「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
عسیسم عینکش بین ۲۰ تا ۵۰ میلیون پولشه🗿💔
خو ما میدزدیم میره میخره🦦
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
خو ما میدزدیم میره میخره🦦
آره خب البته صالحی پولداره🦦💞
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
آره خب البته صالحی پولداره🦦💞
بریم پولاشو بدزدیم 👩🦯💁🏻♀💕
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
بریم پولاشو بدزدیم 👩🦯💁🏻♀💕
آره اگر پولاشو بدزدیم،میتونیم بریم عینکم بگیریم🤓🤡.
نه نه
بریم خودشو بدزدیم
اینجوری هم عینکاشو میگیریم
هم رایگان میریم کنسرت
هم پولاشو میدزدیم
هم خودشو داریم🦦
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟻𝟼
꒷⏝꒷
<داخل ویلا>
همه رفتن داخل و ولو شدن رو مبل
فرید: وای دیگه نمیکشم
شروین: نیم ساعت رکاب زدی
دور ایرانو نگشتی که🗿
جانا: بیخیال
مامان ، خاله..
ناهار چیه؟؟
خاله لیلا: ما نمیدونیم
میترا: عوا خاله..
جانا: الان چی قرار بخوریم؟
فرید: هرچی باشه فقط زودتر
مامان ماهرخ: امروز ناهار گردن حامی و ماهرخه
حامی: چییییی؟
ماهرخ: من آشپزی بلد نیستم
خاله لیلا: پاشین برین گشنمونه
حامی: ماامااااننن
حاله لیلا: یاماان پاشین
ماهرخ: خالهه چرا ما؟؟
چرا بقیه نرن
خاله لیلا: همین که گفتم
پاشین
حامی: مطمئنم از قبل برنامه ریزی کرده بودین
پاشو بریم ماهرخ
ماهرخ: هوف بریم:/
<داخل آشپزخونه>
حامی: ببین
فقط 𝟷𝟶 دقیقه ساکت باش و تکون نخور
فقط 𝟷𝟶 دقیقه !
ماهرخ: من با تو چیکار دارممم؟
حامی: کاری نداری
فقط یکاری میکنی آشپزخونه تبدیل به صحنه ی جرم شه
ماهرخ: منه مظلوم🦦🎀
حامی: آره تو مظلومی همینجا وایستا مظلوم فقط نگاه کن
ماهرخ: نمیخواام وایستم
حامی: مااهرخ!
ماهرخ: عههه تو کارتو انجام بده
حامی: باشه
__
قرار شد پاستا درست کنن
حامی با دقت سس و هم میزد
آبجوش میزاشت
مواد و خورد میکرد
ماهرخ: چند ثانیه ساکت وایسادم
بعد آروم رفتم پشت سرش🦦
حامی: چی میخوای
ماهرخ: من؟ هیچی
حامی: ماهرخ
ماهرخ: جانم؟🤓
حامی: این لحن باعث عصبانیتم میشه
ماهرخ: بمنچهه
-دست دراز کردم یه تیکه قارچ برداشتم
حامی: نخورش
ماهرخ: چرا؟
حامی: واسه غذاست
ماهرخ: الان مال شد
-سریع انداختم تو دهنم و خودم
𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚