eitaa logo
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
205 دنبال‌کننده
133 عکس
24 ویدیو
0 فایل
بـــه نــام خــدا✨ بـــه چــنـل خــودتـون خـوش اومـدیـن🌝 رمـان: ســرنـوشـت آبـــی درحـال تـایـپ💙🕯 اســتـارت مــا: ୨ৎ𝟷𝟺𝟶𝟻/𝟶𝟹/𝟶𝟹 ایــدی: @hm_haamim لـیــنـک چــنـل: @blue_desting 📝𝟭𝟮𝟵 "عضو جمعیت نویسندگان📖" #تابع_قوانین_ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟻𝟽 ꒷⏝꒷ حامی: ماهرخ ماهرخ: جون؟ حامی: کلافه دستی به صورتم کشیدم ماهرخم هی ورجه وورجه میرفت ماهرخ: حامی حواسش نبود یه قاشق برداشتم سس و مزه کنم🤓 یکم ازش خوردم که حامی: دیدمت ماهرخ: چیو دیدی حامی: از سس خوردی ماهرخ: تهمت؟ حامی: ماهرخ ! واسه غذاعه دو دیقه یجا وایستا بزار غذا قابل خوردن بشه ماهرخ: گگگ حامی با تمرکز داشت غذارو درست میکرد منم جدای این که کمک نمیکردم اذیتم میکردم دور آشپزخونه رو میگشتم به همچی ناخنک میزدم حامی رفت دستشو بشوره یه پاستا برداشتم که مچمو گرفت حامی: دیگه کلافه شده بودم از کمر بغلش کردم بلند کردم گذاشتمش رو اُپن ماهرخ: حااامییییییی حامی: بسه دیگه همینجا بشین تکون نخور ماهرخ: یعنیی چییی میخوام کمک کنمم حامی: کمککک؟؟ ماهرخ: عاره حامی: از وقتی اومدی مواد نصف شده ماهرخ: عهه ولم کن حامی: ول نمیکنم بشین همینجا آفرین ماهرخ: مگه من بچم آخههه؟ حامی: آره بچه ی منی بشین کارم تموم شه به همچی ناخنک میزنی ماهرخ: اخم کردم حامی: شروع شد ماهرخ: باهام بد حرف میزنییی حامی: فقط میگم به مواد دست نزنن که پاستا قابل خوردن بشههه ماهرخ: اصن من قهرم برو حامی: ماهرخخ🗿 <یکم بعد ، بعد از ناز کشیدن های حامی و حاضر شدن غذا> 𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚
پــارٹ هــای جدید تــقـدیـم نـگــاه هـاٹون୨ৎ
خوندممممم کل رمانتو خوندم تند تند پارت بدههههه گلیلیلیلیلیلیلیبیب😭😭😭🛐🛐🛐
پارت بدمم؟👩🏻‍🦯