eitaa logo
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
185 دنبال‌کننده
127 عکس
21 ویدیو
0 فایل
بـــه نــام خــدا✨ بـــه چــنـل خــودتـون خـوش اومـدیـن🌝 رمـان: ســرنـوشـت آبـــی درحـال تـایـپ💙🕯 اســتـارت مــا: ୨ৎ𝟷𝟺𝟶𝟻/𝟶𝟹/𝟶𝟹 ایــدی: @hm_haamim لـیــنـک چــنـل: @blue_desting 📝𝟭𝟮𝟵 "عضو جمعیت نویسندگان📖" #تابع_قوانین_ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
برم تایپ کنم✨️🌀
𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠🕯💙୨ৎ 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟷𝟿 ꒷⏝꒷ هواپیما فرود اومد💁🏻‍♀️ ماهرخ: بالاخره رسیدیم فرید: من دیگه کمر ندارم جانا: منم معده ندارم مانی: منم گشنمه بریم دیگه چمدونامونو گرفتیم و رفتیم بیرون حامی: اول بریم ویلا بعد سفارش میدیم فرید: موافقم من دیگه توان ندارم <ماشین> ماهرخ: چمدونارو گذاشتیم عقب و سوار شدیم جانا همون لحظه کمربندشو بست و گفت جانا: اگه تا یه ساعت دیگه غذا نخورم میمیرم مانی: پنج دقیقه نشده رسیدیم جانا: دارم از الان هشدار میدم حامی خندید و ماشینو روشن کرد چند دقیقه اول همه ساکت بودیم من بیرونو نگاه میکردم جانا تو گوشی بود مانی آهنگ گذاشته بود جانا: راستی بنظرتون فرید الان زنده‌ست؟ مانی: چرا؟ جانا: از وقتی پیاده شدیم فقط گفته گشنمه ماهرخ: احتمالا الانم داره به غذا فکر میکنه حامی: احتمالا جانا: صد درصد جاده قشنگ بود از یه طرف درختا دیده میشدن و از یه طرف آسمون آبی تقریباً چهل دقیقه بعد رسیدیم حامی: رسیدیم ماهرخ: پیاده شدم و داشتم به ویلا نگاه میکردم حقیقتش خیلی قشنگ تر از چیزی بود که تصور میکردم جانا: واااای مانی: بالاخره حامی ماشینو پارک کرد چند دقیقه بعد بقیه ماشینا هم رسیدن فرید هنوز کامل پیاده نشده بود که گفت فرید: غذا از کجا میگیریم؟ علیرضا: قسم میخورم این آدم فقط برای غذا زندگی میکنه فرید: ایرادی داره؟ شهرزاد: نه ولی حداقل بزار برسیم 𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝🕯💙୨ৎ
امروز روز فرشته هـــآست؛ روزت مبارك مـامـان لـــــیلا🥲💕:)
برم تایپ کنم💁🏻‍♀️🤍
𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠🕯💙୨ৎ 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟸𝟶 ꒷⏝꒷ ماهرخ: چمدونامونو برداشتیم و رفتیم داخل فرید همون لحظه گفت فرید: فقط یه نفر به من بگه غذا کی میرسه علیرضا: فریدد فرید: گشنمه خبب جانا کفشاشو درآورد و خودش رو انداخت رو مبل جانا: من دیگه راه نمیرم مانی: پنج دقیقه دیگه میگی بریم ساحل جانا: خب اون فرق داره شهرزاد: من اول میرم اتاقمو پیدا کنم ماهرخ: منم چمدونمو برداشتم و رفتم طبقه بالا یه اتاق انتخاب کردم و وسایلمو گذاشتم کنار تخت بعد بدون فکر خودمو پرت کردم رو تخت. حقیقتا خسته بودم هنوز یه دقیقه نگذشته بود که در باز شد شهرزاد اومد داخل شهرزاد: خوابیدی؟ ماهرخ: نه نه بابا فقط چشامو بسته بودم شهرزاد: پاشو بیا پایین ماهرخ: چرا؟ شهرزاد: چون همه پایینن ماهرخ: خب باشن شهرزاد: پوف پاشو ماهرخ: برو میام شهرزاد: نهه ماهرخ: برو بیرون شهرزاد: نمیرم ماهرخ: اومدم چیزی بگم که صدای جانا از پایین اومد جانا: ۱۰ دیقه دیگه میریم ساحل ماهرخ: لعنتی شهرزاد: پاشو حاضر شیم 𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝🕯💙୨ৎ
تـــایـــم فـــداتــون🌝🌀
میخوام عکس شخصیت هارو بزارم🤓🎀
عــآقــآی صــآلــحــی🌚🤍