「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟼𝟿
꒷⏝꒷
حامیم: صدای گریه ی خاله بیمارستان و پر کرده بود
همه ساکت بودن
هیچکس نمیدونست چی بگه
حامیم: دیگه نتونستم خودمو نگه دارم
نشستم رو صندلی و به در icu خیره شدم
حامیم: همش تقصیرِ منه
ا اگه خم نمیشدم گوشیو بردارم الان ماهرخ سالم کنارم بود(بغض)
فرید: داداش تو مقصر نیستی انقد خودتو سرزنش نکن
حامیم: چرا من مقصرم همش تقصیر منه
فرید: خواستم چیزی بگم که مانی اومد جلو
مانی: حامی، داداش ماهرخ قویه برمیگرده پیشمون قول میدم بهت(بغض)
حامی: میدونم قویه مانی
و ولی میترسم ا اگه چیزیش بشه چی؟(بغض)
مانی: چیزیش نمیشه قول میدم
حامی: امیدوارم ..
فقط میخوام دوباره ببینمش
فرید: میبینیش به امید خدا
𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚
𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟼𝟿 ꒷⏝꒷ حامیم: صدای گریه ی خاله بیمارستان و پر کرده بود همه ساکت بودن
پــارٹ جدید تــقـدیـم نـگــاه هـاٹون୨ৎ
https://eitaa.com/blue_desting/4650
مورد علاقه هات کدومن؟
•
رمانِ مهدیس،ثنا،ادی،آنیتا،شادی،نازلی،هستی،درسا و...
https://eitaa.com/blue_desting/4653
و... نگو
مورد علاقه هاتو بگو فقط
•
هموناییه که گفتم