「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟽𝟶
꒷⏝꒷
< دو هــفـتـه بــعـد>
حامی: دو هفته گذشته بود
ولی ماهرخ هنوز به هوش نیومده بود
روزا بدون ماهرخ خیلی سخت میگذره
کاش بهوش بیاد:)
لیلا: دو ساعت داشتم حامیم و صدا میکردم تو فکر بود
لیلا: حامیمم !
حامی: ج جانم
لیلا: کجایی دوساعته؟
حامی: هیچی
لیلا: غذات یخ کرد
حامی: نمیخورم مامان اشتها ندارم
لیلا: پسرم
اگه ماهرخ به هوش بیاد اینجوری ببینت داغون میشه ها
نگاه کن تو این چند روز چقدر شکسته و لاغر شدی
حامی: میدونم مامان میدونم
لیلا: پس یکم غذا بخور
حامی: بخدا از گلوم پایین نمیره دورتبگردم
لیلا: ایخدا
حامی: مامان
لیلا: جانم
حامی: ماهرخ بهوش میاد؟(بغض)
لیلا: آره پسرم به امید خدا به هوش میاد
حامی: میترسم
لیلا: نترس دورتبگردم ماهرخ قویه زود برمیگرده پیشمون
حامی: امیدوارم
لیلا: حالا میشه یکم غذا بخوری؟
حامی: یه سر میرم بیمارستان اونجا یچیزی میخورم
لیلا: قول؟
حامی: قول
لیلا: برو پسرم ایشالا خوش خبر برگردی
حامی: فداتشم ایشالا
𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚
𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟽𝟶 ꒷⏝꒷ < دو هــفـتـه بــعـد> حامی: دو هفته گذشته بود ولی ماهرخ هنوز
پــارٹ جدید تــقـدیـم نـگــاه هـاٹون୨ৎ
شــنوآی نــظر هــای قــشنگتون هــستم؛
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4pnh4y1&btn=شنواینظراتونم؛
𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟽𝟶 ꒷⏝꒷ < دو هــفـتـه بــعـد> حامی: دو هفته گذشته بود ولی ماهرخ هنوز
عیخودااااااااااااااا دورتبگردمِ من🤏🏻😭
𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟽𝟶 ꒷⏝꒷ < دو هــفـتـه بــعـد> حامی: دو هفته گذشته بود ولی ماهرخ هنوز
اولین بار که بدون اینکه بهش اصرار کنم پارت دادهههه بچممم🤏🏻😭🤣