「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟽𝟷
꒷⏝꒷
حامیم: راه افتادم سمت بیمارستان بعد یه ربع رسیدم ماشین و پارک کردم رفتم داخل
< بیمآرستان >
حامیم: رفتم سمت icu خواستم برم داخل که یهو دکتر از در اومد بیرون
حامیم: د دکتر حالشون چطوره؟
دکتر: همون همیشگی
هیچ فرقی نکرده و ثابته
حامیم: میتونم برم ببینمش؟
دکتر: بله فقط 5 دقیقه
حامیم: چشم ممنون
دکتر: بفرمایید
__
حامیم: رفتم داخل اتاق
طبق معمول صدای دستگاه ها فضا رو پر کرده بود
روی صندلی نشستم و دست های ضعیف ماهرخ رو بین دستام گرفتم
حامیم: فسقلی نمیخوای بیدار شی؟
دلم واست تنگ شده
دو هفتهس رو این تخت خوابیدی بسه
همه منتظرن بیدار شی ..(بغض)
حامیم: چند ثانیه مکث کردم بغض داشت خفم کرد
اشکام بی اختیار سرازیر شد
با انگشتم دست ماهرخ و نوازش میکردم
حامیم: پاشو چشماتو باز کن
غر بزن
شیطنت کن
اصن دعوام کن
فقط بیدار شو بچه(بغض)
حامیم: داشتم به ماهرخ نگاه میکردم که پرستار اومد داخل
پرستار: وقت تمومه
حامیم: هعی باشه
حامیم: یه بوسـ.ـه روی انگشت های ماهرخ زدم
خواستم دستشو ول کنم که حس کردم انگشتش تکون خورد
حامیم: م ماهرخ؟
𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚
𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟽𝟷 ꒷⏝꒷ حامیم: راه افتادم سمت بیمارستان بعد یه ربع رسیدم ماشین و پارک
پــارٹ جدید تــقـدیـم نـگــاه هـاٹون୨ৎ
شــنوآی نــظر هــای قــشنگتون هــستم؛
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4pnh4y1&btn=شنواینظراتونم؛
𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟽𝟷 ꒷⏝꒷ حامیم: راه افتادم سمت بیمارستان بعد یه ربع رسیدم ماشین و پارک
عالی بود🤏🎀
ستایش تروخدا یه پارت دیگه