eitaa logo
𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
248 دنبال‌کننده
231 عکس
46 ویدیو
0 فایل
بـــه نــام خــدا✨؛ بـــه چــنـل خــودتـون خـوش اومـدیـن🌝🤏🏻 رمـان: ســرنـوشـت آبـــی درحـال تـایـپ💙🕯 اســتـارت مــا: ୨ৎ𝟷𝟺𝟶𝟻/𝟶𝟹/𝟶𝟹 ایــدی: @hm_haamim لـیــنـک چــنـل: @blue_desting 📝𝟭𝟮𝟵 "عضو جمعیت نویسندگان📖" #تابع_قوانین_ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟽𝟷 ꒷⏝꒷ حامیم: راه افتادم سمت بیمارستان بعد یه ربع رسیدم ماشین و پارک کردم رفتم داخل < بیمآرستان > حامیم: رفتم سمت icu خواستم برم داخل که یهو دکتر از در اومد بیرون حامیم: د دکتر حالشون چطوره؟ دکتر: همون همیشگی هیچ فرقی نکرده و ثابته حامیم: میتونم برم ببینمش؟ دکتر: بله فقط 5 دقیقه حامیم: چشم ممنون دکتر: بفرمایید __ حامیم: رفتم داخل اتاق طبق معمول صدای دستگاه ها فضا رو پر کرده بود روی صندلی نشستم و دست های ضعیف ماهرخ رو بین دستام گرفتم حامیم: فسقلی نمیخوای بیدار شی؟ دلم واست تنگ شده دو هفته‌س رو این تخت خوابیدی بسه همه منتظرن بیدار شی ..(بغض) حامیم: چند ثانیه مکث کردم بغض داشت خفم کرد اشکام بی اختیار سرازیر شد با انگشتم دست ماهرخ و نوازش میکردم حامیم: پاشو چشماتو باز کن غر بزن شیطنت کن اصن دعوام کن فقط بیدار شو بچه(بغض) حامیم: داشتم به ماهرخ نگاه میکردم که پرستار اومد داخل پرستار: وقت تمومه حامیم: هعی باشه حامیم: یه بوسـ.ـه روی انگشت های ماهرخ زدم خواستم دستشو ول کنم که حس کردم انگشتش تکون خورد حامیم: م ماهرخ؟ 𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚