eitaa logo
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
192 دنبال‌کننده
127 عکس
21 ویدیو
0 فایل
بـــه نــام خــدا✨ بـــه چــنـل خــودتـون خـوش اومـدیـن🌝 رمـان: ســرنـوشـت آبـــی درحـال تـایـپ💙🕯 اســتـارت مــا: ୨ৎ𝟷𝟺𝟶𝟻/𝟶𝟹/𝟶𝟹 ایــدی: @hm_haamim لـیــنـک چــنـل: @blue_desting 📝𝟭𝟮𝟵 "عضو جمعیت نویسندگان📖" #تابع_قوانین_ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠🕯💙୨ৎ 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟸𝟽 ꒷⏝꒷ ماهرخ: صبح با نوری که میخورد تو چشمم بیدار شدم رفتم دست و صورتم و شستم رفتم پایین همه بیدار بودن -سلام صبح بخیر مانی: سلام ظهر بخیر ماهرخ: هه مسخره ی لوس حامی: سلام با تیکه کلام من چیکار داری ماهرخ؛ تیکه کلام من شد مشکل؟ مانی: به نفع خودته مشکل نداشته باشی(زیر لب) حامی: نه بابا مشکل چی ماهرخ: خوبه -به بقیه ام سلام کردم و رفتم سر میز نشستم شروع کردم به خوردن صبحونه <بعد صبحونه> جانا: خب همگی برین بشینید من و ماهرخ میزو جمع میکنیم ماهرخ: چیمیگی🗿 جانا: یه لبخند پر معنی بهش زدم ماهرخ: ام چیزه راس میگه برین -بچه ها رفتن نشستن من و جانا شروع کریدم به جمع کردن میز ماهرخ: جانا کابینته کدومه؟ جانا: ببین اینی که بغل یخچاله ماهرخ: اوکی به بقیه ام گفتی؟ جانا: نه خودت بگو ماهرخ: کثافتت یکم دیر بیایین بریم کادو ام بخریم جانا: باشه ماهرخ: کارا رو انجام دادین تموم شد رفتیم بیرون پیش بچه ها نشستیم جانا: داداشش پاشو بریم یچا بیاییم حامی: کجا؟ با کی؟ مانی: همگی دیگه ماهرخ: تو ببند کی با تو بود شاید میخوان دوتایی برن فرید: دوتایی برن که چی؟ منم میرم جانا: همشون تو چشمام فحش و میدیدن من و حامی با شروین و میترا و تارا میریم خرید شماها بمونید خونه حامی: چرا بزار بیان خب فرید: راس میگه بزار بیاییم:// ماهرخ: عع بچه ها کافیه میخوان خودشون برن جانا: اره دیگه پاشین ماهرخ: جانا اینا رفتن منم نشستم همچی و به بچه ها توضیح بدم 𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝🕯💙୨ৎ
𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠🕯💙୨ৎ 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟸𝟾 ꒷⏝꒷ ماهرخ: خب آویزون های عزیز از جمله فرید امروز تولد حامی عه جانا دیشب با من هماهنگ کرد که میرن بیرون برگشتن باید خونه تزئین شده باشه تا حامی سوپرایز شه هرکی ام یه کاری و بر عهده داره من و فرید خونه رو تزئین میکنیم علیرضا و شهرزاد غذا میپزن مانی ام میره دنبال کیک پاشین وقت کمه باید بریم کادو ام بخریم -مانی رفت دنبال کیک علیرضا و شهرزاد هم داشتن غذا حاضر میکردن من و فرید ام داشتیم خونه رو تزئین میکردیم ماهرخ: فریددددد ریسه کجه مثل آدم بچسبونش فرید: خوبههههه؟ ماهرخ: آره بچسبون بدو فرید: کلفتتم مگهه گشنمه ماهرخ: فرید این دمپایی و میبینی دستم؟ مثل آدم کارتو انجام بده بدو <دو ساعت بعد> ماهرخ: غذا ها حاضر بودن خونه تزئین شده بود کیک ام تو یخچال بود با جانا ام حرف زدم گفت دو ساعت دیگه میرسن ماهرخ: خب جانا اینا دو ساعت دیگه میرسن پاشین بریم کادو بخریم <پاساژ> ماهرخ: هرکی یه کادو خرید منم براش یه هودی خریدم رفتیم خونه جانا گفت ده دیقه دیگه میرسن سریع رفتیم حاضر شیم شهرزاد: با جانا رفتیم طبقه ی بالا و هرکی رفت تو اتاقش حاضر شه <𝟷𝟶 دقیقه بعد> ماهرخ: صدای ماشین میادددد بدوئیننننن من کیک و گرفتم شهرزاد برف شادی فرید فشفشه علیرضا ام نخ شادی خدا به حامی رحم کنه منکه میدونم میخوان برف شادی و نخ شادی رو تو صورت اون بدبخت خالی کنن -چراغا خاموش بود ظبط ام روشن کردم و صدای آهنگ و کم کردم که همون لحظه کلید و تو در چرخوندن و.. 𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝🕯💙୨ৎ
پــارٹ هــای جدید تــقـدیـم بــه نـگــاه هـاٹون🌝💙୨ৎ
حال میکنید جای حساس تموم کردم؟🤓 تا فردا ام پارت نداریم🚶‍♀️ بمونید تو خماری🦦
تــایــم فـــداتــون+²✨
سلــاام سلــاام🍒♥️
اســتـوری کــیـوآن✨️: )
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
اســتـوری کــیـوآن✨️: )
خودش استوری نمیزاره باید تو استوری دوستاش دنبالش بگردیم عالیه🦦✨️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠🕯💙୨ৎ 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟸𝟿 ꒷⏝꒷ ماهرخ: و اولین نفر حامی وارد شد و طبق برنامه آهنگ و زیاد کردم و همونطور که گفتم شهرزاد و علیرضا برف شادی و نخ شادی رو تو صورت حامی خالی کردن بقیه ام دست میزدن و تبریک میگفتن جانا: یه لگد زدم تو شکم علیرضا داشت داداشمو با نخ شادی خفه میکرد به شهرزادم یه لبخند پر معنی زدم برف شادی رو گذاشت کنار😃🩴 حامی: وارد خونه شدیم نفهمیدم چیشد فقط صدای آهنگ و می‌شنیدم با برف شادی ای که تو صورتم خالی شده بود ꒷⏝꒷ ماهرخ: عوی جانا ببین داداشت زندس -حامی نمیتونست حرف بزنه وسایل گذاشت زمین رفت سمت سرویس تا صورتشو بشوره وسایل و از زمین برداشتم میخواستم ببرم داخل آشپزخونه که با علیرضا مواجه شدم ماهرخ: تو چرا ولویی رو زمین؟ جانا: من لگد زدم تو شکمش🦦 ماهرخ: خب فدای سرت کاری نکردی که علیرضا: خدا شفاتون بده ایشالا جانا: خدا مارو شفا داده تو نگران خودت باش ماهرخ: بالاخره حامی اومد مانی: به تازه متولد بالاخره اومد حامی: یکی بگه چیشد ماهرخ: هیچی ما می‌خواستیم سوپرایزت کنیم که این علیرضا و اون شهرزاد که جفتشون دست کمی از تیمارستانی ها ندارن تورو با نخ شادی و برف شادی خفه کردن ریــ..ده شد تو سوپرایز🦦 حامی: عاهااا دستتون درد نکنه زحمت کشیدین ماهرخ: زحمتی نبود تولدت مبارک بااشهه حامی: مرسیی _بقیه ام تبریک گفتن و تشکر کردم چندتا عکس گرفتیم و کیک و برش زدیم و میترا چایی ریخت و خوردیم 𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝🕯💙୨ৎ