「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟾𝟼
꒷⏝꒷
ماهرخ: رفتیم داخل مغازه
لباسای خیلییییییییی خوشگلی داشت
همینجوری داشتم بین لباسا میگشتم که چشمم خورد به یه لباس سورمه ای
ماهرخ: حامیی
حامی: جونم
ماهرخ: اینو ببین
حامی: خیلی قشنگهه
ماهرخ: واقعا؟
حامی: واقعا برو بپوشش
ماهرخ: باشه
ماهرخ: لباسو از رگال برداشتم و رفتم پرو
پوشیدمش خیلی خوشگل بودددد و بهم میومد
ماهرخ: پرده رو زدم کنار و حامیو صدا کردم
_حامیی
حامی: جونم
ماهرخ: بیا ببین
حامی: اومدم
ماهرخ: قشنگههه؟
حامی: وای
ماهرخ: چیشد؟
حامی: خیلیییی بهت میاد
ماهرخ: واقعاااا؟
حامی: آره بچه، خودت دوسش داری؟
ماهرخ: آرهه
حامی: خب همینو بردار
ماهرخ: باش
_پرده رو کشیدم لباسامو عوض کردم رفتم بیرون
فروشنده: انتخاب شد؟
حامی: بله
فروشنده: مبارک باشه
حامی: ممنون، بفرمایید(کارت و داد)
__
ماهرخ: لباسو حساب کردیم از مغازه اومدیم بیرون
𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚
𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟾𝟼 ꒷⏝꒷ ماهرخ: رفتیم داخل مغازه لباسای خیلییییییییی خوشگلی داشت همینج
پــارٹ هـای جدید تــقـدیـم نـگــاه هـاٹون୨ৎ
شــنوآی نــظر هــای قــشنگتون هــستم؛
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4pnh4y1&btn=شنواینظراتونم؛
𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
چجوری تو یک دیقه خوندی؟:|
من به این کار معروفم🦦
تازه سناریوشم ساختممممم