eitaa logo
𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
245 دنبال‌کننده
337 عکس
154 ویدیو
0 فایل
𝑰𝒏 𝑻𝒉𝒆 𝑵𝒂𝒎𝒆 𝑶𝒇 𝑮𝒐𝒅✨; 𝑾𝒆𝒍𝒄𝒐𝒎𝒆 𝑻𝒐 𝒀𝒐𝒖𝒓 𝑶𝒘𝒏 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍🌝🤏🏻 𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍: 𝑩𝒍𝒖𝒆 𝑫𝒆𝒔𝒕𝒊𝒏𝒚 — 𝑪𝒖𝒓𝒓𝒆𝒏𝒕𝒍𝒚 𝑩𝒆𝒊𝒏𝒈 𝑻𝒚𝒑𝒆𝒅💙🕯 𝑶𝒖𝒓 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕: ୨ৎ𝟣𝟦𝟢𝟧/𝟢𝟥/𝟢𝟥 𝑰𝑫: @Pvsetie 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍 𝑳𝒊𝒏𝒌
مشاهده در ایتا
دانلود
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟾𝟽 ꒷⏝꒷ <دو ساعت بعد> ماهرخ: همه ی خرید هامونو انجام دادیم هم استایل من کامل بود هم حامی _فقط چندتا کار مونده بود که اونم تو چند روز آینده انجام میدیم حامی: خبب دیگه چیزی نمونده؟ ماهرخ: نه دیگه حامی: خسته ای؟ ماهرخ: خیلی حامی: گشنت نیست؟ ماهرخ: چرا حامی: خب بیا بریم رستوران اینجا غذا بخوریم ماهرخ: بریم __ <پرش به بعد شام> حامی: بریم دیگه؟ ماهرخ: بریم حامی: راه افتادیم سمت پارکینگ رسیدیم به ماشین وسایلو گذاشتیم صندوق و نشستیم ماهرخ: سرمو تکیه دادم به صندلی و چشمامو بستم حامی: خوابت میاد؟ ماهرخ: خیلی حامی: بخواب رسیدیم بیدارت میکنم ماهرخ: باشه 𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟾𝟾 ꒷⏝꒷ <سه روز مونده به تولد> ماهرخ: امروز مثل همیشه کافه بودم این چند روز انقدر درگیر گارای تولد بودم که اصلا نفهمیدم چجوری گذشت همچی تقریبا کامل بود، باغ و رزرو کرده بودیم، فینگر فود و کیک و سفارش داده بودیم، دیزاین ام هماهنگ کرده بودیم دیگه کاری نمونده بود __ حامی: سه روز بیشتر نمونده بود به تولد چند وقتی بود ذهنم درگیر یه موضوعی بود موضوعی که هر بار بهش فکر می‌کردم ناخودآگاه لبخند می‌زدم فقط سه روز مونده بود که عملیش کنم:) صبح زود از خونه زدم بیرون خودمم دقیق نمی‌دونستم قراره چند ساعت دنبالش بگردم، فقط می‌دونستم باید بهترینشو پیدا کنم چندتا جا رفتم، مدل های مختلفی دیدم تا بالاخره تو به مغازه چیزی که میخواستم و پیدا کردم حساب کردم و از مغازه زدم بیرون لبخند محوی زدم سوار ماشین شدم و راه افتادم سمت خونه <چند ساعت بعد> ماهرخ: بعد از کارم میترا زنگ زد که باهم بریم خرید _رفتم دنبالش تو راه پاساژ بودیم که گوشیم زنگ خورد و اسم (:✨️𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒈𝒉𝒕 رو صفحه نمایان شد ماهرخ: تماس و وصل کردم _جونم؟ حامی: کجایی بچه؟ ماهرخ: با میترا اومدم خرید حامی: آها کی برمیگردی خونه؟ ماهرخ: نمیدونم حامی: خسته ای زیاد طولش نده زود برگرد خونه خب؟ ماهرخ: چشم حامی: آفرین ماهرخ: کاری نداری شوشو؟ حامی: نه مراقبت کن ماهرخ: توعم خدافظظ حامی: خدافظ __ ماهرخ: بعد چند ساعت خرید های میترا تموم شد رسوندمش خونش خودمم رفتم خونه لباسام و عوض کردم و خوابیدم 𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚