هدایت شده از 𓏲࣪ .𝙧𝙜𝙝𝙨 𝙗𝙖 𝙨𝙖𝙞𝙚𝙝 𝙝𝙖ִֶָ𓏲࣪ .نفور نیستم
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ادیتم خودمه..
نمیدونم قشنگ شد یا نه،ولی کلی زدم🙂
نشونه داره
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
ادیتم خودمه.. نمیدونم قشنگ شد یا نه،ولی کلی زدم🙂 نشونه داره
همسایم از هر انگشت یه هنر میباره
براوو بهت دختر چه ادیت قشنگ و خفنی:))
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
همسایم از هر انگشت یه هنر میباره براوو بهت دختر چه ادیت قشنگ و خفنی:))
عووووخی،دورت بگردم🙂💓
فدااتت🥲✨
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
عووووخی،دورت بگردم🙂💓 فدااتت🥲✨
خدانکنهه دختر🙂🤍:)
بوث بهت
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
کامل لایو.. منبع: @Haamim_we_moon
مطمئنم بخاطر جام جهانی بیداره
فقط نمیتونم ثابت کنم🗿🎀
هدایت شده از 𝑯𝒂𝒎𝒊𝒎 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔^᮫᜔᪲݁فور؟عزل
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تازه دو/سه ماه دیگه باید صبر کنیم😭😭
#ادیتم
.ִ ۫ ⋆ ࣪ ݁ .ִ ۫ ⋆ ࣪ ݁ .ִ ۫ ⋆ ࣪ ݁ .ִ ۫ ⋆ ࣪ ݁ .ִ ۫ ⋆ ࣪ ݁ .ִ ۫ ⋆ ࣪ ݁ .ִ
ּ𝗝𝗈𝗶𝗇︎𝗨𝗌 🎧𐙚⋆ ࣪ ִֶָ
𝗖𝗅︎𝗂𝖼︎𝗸↝ ᎒ ◜ @Hamim_lilies🎵𐙚⋆ ࣪ ִֶָ
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟺𝟷
꒷⏝꒷
حامی: تو شک بودم
ذوق داشتم اصن نمیدونستم چیبگم
یعنی واقعا این حس دوطرفه بود؟
لبخند پررنگی زدم و فقط نگاهش میکردم
باورم نمیشه
یعنی این همه مدت الکی خودمو گول میزدم و این حسو نادیده میگرفتم؟
ماهرخ: یچیزی بگو خب میترسم اینجوری نگا میکنی🗿
حامی: صبرکن دارم باور میکنم
ماهرخ: عاا هنوز باور نکردی
حامی: نه حس میکنم خوابه
ماهرخ: یه چک بزنم ببینی خوابه یا نه؟😃
حامی: نه نه خواب نیست
ماهرخ: خوبه.. الان باور کردی؟
حامی: عارهه خیلی خوشحالمم
ماهرخ: منمم
حامی: پاشو پاشو بریم قدم بزنیم
ماهرخ: بریم
دست همو گرفتیم و شروع کردیم به قدم زدن
هوا بارونی
نم نم بارون رو موهامون ، لباساموم و صورتمون میریخت
موهای حامی فر فر شده بود
ماهرخ: شبیه ببعی شدیی
حامی: موهای خودتو ندیدی؟
ماهرخ: چرا ولی تو ببعی تری
حامی: تک خنده ای زدم و به قدم زدن ادامه دادیم
<یکم بعد>
ماهرخ: میگممم
حامی: جان
ماهرخ: بریم بستنی بخوریم؟
حامی: تو این سرما؟
ماهرخ: عارهه بریم
حامی: بریم
سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم سمت بستنی فروشی
<رسیدن>
𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟺𝟸
꒷⏝꒷
<رسیدن>
حامی: بستنی چی میخوری؟
ماهرخ: ام شکلاتی
حامی: اوکی بشین تو ماشین برم بخرم بیام
ماهرخ: باچ
<چند دقیقه بعد>
حامی با بستنی ها اومد و نشست تو ماشین
حامی: بفرما بانو (بستنیشو داد)
ماهرخ: مرسیی
حامی: نوش جون
ماهرخ: (لبخند زد)
ماهرخ: راستی به بچه ها بگیم؟
حامی: نه.. صبر میکنیم خودشون بفهمن
ماهرخ: عوم خوبه..
پس به خانواده هام نمیگیم تا خودشون بفهمن
حامی: آره خوبه
ماهرخ: اوهوم میگم تهران کنسرت نداری؟
حامی: چرا دو هفته ی دیگه
ماهرخ: عه چه خوب
حامی: میایی؟
ماهرخ: اگه بشه چرا که نه
حامی: چرا نشه
ماهرخ: نمیدونم خب صندلیا سری پر میشه نمیشه بلیط گرفت
حامی: کی گفته باید بلیط بگیری بیایی؟
ماهرخ: پس چطوری بیام
حامی: واست صندلی رزور میکنم ردیف اول البته واسه همه
ماهرخ: جدییی
حامی: بعله جدی خانم کوچولو
ماهرخ: مرسی آقای دراز
حامی: خواهش میکنم جوجه
ماهرخ: (لبخند زد)
𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚