زندگی از ی جایی ب بعد اینقدر جدی شد که یادم رفت ی زمانی عاشقِ نقاشی بودم : )
اراده داشتم به دونه کاشتن ، که عادتت بدم به ریشه داشتن ..
که عادتت بدم یه گوشه بند شی ، به مبتلا شدن علاقهمند شی : )
الان این شکلیم ک ب اون چیزی ک میخاستم رسیدم ، ولی دیگ مث قبل براش ذوق ندارم ..
هیچ تعهدی نمیتونه آدما رو کنار هم نگه داره
مگه اینکه دلشون به بودن باشه .