به سلامت روان احترام بذارید و به "روزی که دازای را برداشتم" روی بیاورید.
بعدا میخوام راجب اونم حرف بزنم
☆ رُز آبی ...☆
من اوایل: امکان نداره مانگا بخونم صبر میکنم تا انیمه بیاد✔️ همچنان من وقتی کافکا چپتر جدید میده: *چ
امکان نداره ناول بخونم صبر میکنم تا هوشیکاوا به سازه اساگیری عنایت کنه✔️
همچنان من در حال خوندن ناول چون هیچ ایده ای برای صبر کردن ندارم:
☆ رُز آبی ...☆
دوستم گالریمو باز کرد و بعد از چند ثانیه که بالا پایینش کرد گفت: نارنجی داره چشمامو میزنه به غیر از
دوستان بهروزرسانی شد، حالا پر از تیکه های ناوله
☆ رُز آبی ...☆
دوستان بهروزرسانی شد، حالا پر از تیکه های ناوله
نصف شعور ادام فقط نصفشو اگه یک دهم کاراکترای بانگو میداشتن من غم نداشتم😔😔
☆ رُز آبی ...☆
انقدر موضوع برای حرف زدن دارم که خودم دارم کلافه میشم.
نیازی به حدس نداره که همش حول محور چه چیزیه✔️
☆ رُز آبی ...☆
نیازی به حدس نداره که همش حول محور چه چیزیه✔️
از اول صبح شروع کردم و تا جایی که از ناول خونده بودمو داشتم برا مامانم تعریف میکردم آخرش شب هنوز تموم نشده بود بهم گفت بچه مگه رادیویی از صبح تا حالا هی داری تعریف میکنی🤣🤣
بعد تازه من هنوز بقیه اشو پیدا نکردم این تقریبا سه چهارمش بوده😔
☆ رُز آبی ...☆
از اول صبح شروع کردم و تا جایی که از ناول خونده بودمو داشتم برا مامانم تعریف میکردم آخرش شب هنوز تمو
من اسپویل های خیلی خیلی ریز و کوچولویی شده بودم و اینجوری بودم که حالا چیز مهمی نیست ولی خب بود😂
☆ رُز آبی ...☆
من اسپویل های خیلی خیلی ریز و کوچولویی شده بودم و اینجوری بودم که حالا چیز مهمی نیست ولی خب بود😂
هر چند احتمالا بعد از این اولین نفری که کمر به اسپویل میبنده خود منم😔