eitaa logo
شـب آبی ‌
27.5هزار دنبال‌کننده
259 عکس
17 ویدیو
4 فایل
﷽ سرآغاز { 1401/7/10 } سرگشته و حیران در میان کوچه‌ها به دنبال تو می‌گردم؛ فقط می‌خواهم مثل آن شب‌آبی در آغوش تو آرام گیرم! ‌• کپی؟ درک شما می‌دونه که نه☕️! استفاده شخصی آزاده :) • تبلیغات🌱 @tb_bluenight • صندوق پستی📬 @BluePostman
مشاهده در ایتا
دانلود
. خون می‌چکد از دیده در این کنج صبوری این صبر که من می‌کنم افشردن جان است - هوشنگ‌ ابتهاج 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. رفت که رفت؛ بودنش معجزه نبود که رفتنش فاجعه باشه. - هلاکویی 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. زیبایی امروز تو گنجی ابدی نیست بیچاره تو و دلخوشی رو به زوالت - فاضل نظری 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. دل شکستی و شبی یک نفر از جنس خودت خنده‌ای تلخ به چشمان ترت خواهد کرد - علیرضا رنجبر 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. در سیاست، هیچ چیز تصادفی نیست! هر اتفاقی افتاد، شک نکنید که برنامه‌ریزی شده! - فرانکلین روزولت 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. ای روزگار، جنگِ مـن و تو تمــام شــد موی سپید، پرچم صلح است بر سرم - مجتبی خرسندی 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. منِ سرما زده را گرم در آغوش بگیر به هوای بغلت بود که سرما خوردم - ابراهیم ابراهیمی 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. من گمشده‌ام مرا مجویید با گمشدگان سخن مگویید تا کی ستم و جفا کنیدم؟ با محنت خود رها کنیدم بیرون مکنید از این دیارم من خود به گریختن سوارم –لیلی و مجنون– 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. تو را دوست دارم ولی رو نکردم فقط شعر گفتم هیاهو نکردم - قیصر امین‌پور 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
شـب آبی ‌
#بی‌کلام 🎧🎶
بادبان‌ها جمع شدند و کشتی از حرکت ایستاد. مسافران خسته، نفسی آسوده کشیدند. همه روی عرشه کشتی جمع شده بودیم. من هم مانند بقیه، سرگردان، نمی‌دانستم کجا آورده شدیم! تنها چیزی که ما را به وجد و حیرت می‌آورد جزیره‌ای بود با بناهای سر به فلک کشیده و دیوارهای سفید، آن‌قدر سفید که از دور گویِ مرواریدی عظیم، شناور بر روی آب دیده می‌شد. شهر سفید، با این نام خوانده شد. بدون هرگونه غبار و تاریکی. فاصله‌ی کشتی تا ساحل را هرکدام‌مان به تنهایی در آغوش امواج پیمودیم. شن‌های سفید بین انگشت‌ پاهایمان می‌لغزید و خوش‌آمد می‌گفت. زمین سبز‌تر از بهار نفس می‌کشید. آفتاب ملایمی داشت، فقط نور بود و زندگی می‌بخشید. مردمان آبی‌پوش و خوش‌رویی با آغوش باز از ما استقبال کردند و بعد مثل پروانه‌‌ها در بین کوچه‌ها پیچ خوردند و محو شدند. حس می‌کردم، با تمام وجود می‌فهمیدم، اینجا زنده است؛ و از آغوش مادر امن‌تر. به دور از تاریکی، در تلألو نور، دستمال آبی در دست، بر روی ماسه‌های سفید می‌رقصم. من از اهالی سبک‌بار فنا پذیرم. 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉