eitaa logo
شـب آبی ‌
22.7هزار دنبال‌کننده
154 عکس
12 ویدیو
0 فایل
﷽ سرآغاز { 1401/7/10 } سرگشته و حیران در میان کوچه‌ها به دنبال تو می‌گردم؛ فقط می‌خواهم مثل آن شب‌آبی در آغوش تو آرام گیرم! ‌• کپی؟ به جز #آیهان_نویس که نویسنده‌ی خودمون می‌نویسه مانعی نیست☕️ • تبلیغات🌱 @tb_bluenight • صندوق پستی📬 @BluePostman
مشاهده در ایتا
دانلود
شـب آبی ‌
#بی‌کلام 🎧🎶
سال‌هاست که سقف خانه‌ام را خاک‌ گرفته، دهانم مزه‌ی گِل می‌دهد و ذرات غبار چشمانم را می‌سوزاند. خب راستش، همه‌ی این‌ها را حدس می‌زنم، توانایی حس کردن‌شان را ندارم. یعنی دارم... اما ندارم. بگذریم؛ توضیح‌ش سخت است. دلم نفس را می‌خواهد. می‌خواهد دوباره بیاید و بالای سرم یا در کنارم بایستد، شاخه گلی را که با خود آورده، بر روی این حایل سنگی بگذارد، و من دستم را به هوای برداشتن‌ش به سمت این حایل که در نظرم مانند شیشه‌ای مات است و می‌توانم پشتش را ببینم، دراز کنم. دلم می‌خواهد بیاید و وقتی سقف آرامگاه‌م را می‌شوید، بهش چشم بدوزم و دل به حرف‌هایش بسپارم. اوایل که نقل مکان کردم، زودبه‌زود به من سر می‌زد؛ بعد ماهی یک‌بار، سالی یک‌بار و بعد هر چند سال یک‌بار. دل‌خور نیستم. به هر حال این اتفاق باید می‌‌افتاد. برای همه می‌افتد. آن وقت است که تنها راه ارتباطی و شناسنامه‌مان می‌شود این اتاق کوچک و نمور با حایل سنگی، که اسم و تاریخ‌های مثلا ولادت و وفات‌مان رویش حک شده‌. چه کسی حقیقت را می‌فهمد؟ چه کسی به این درک می‌رسد که آدمی با کدام نگاه متولد شد و با کدامین شکست، و چند بار، مرگ را تجربه کرد؟ چیزی که مسلم است، این است که از یاد عزیزترین‌های دل‌مان، و کسانی که عزیز دل‌شان بودیم، مثل یک عکس قدیمی، کم‌کم محو می‌شویم. راستی! الان دوباره یادم افتاد. خیلی وقت است کسی به من سر نزده؛ شاید پنج یا شش دهه‌ی ناقابل، شاید هم یک قرن! دیگر اسمم بر زبان کسی نیامده و طنین‌ش به گوشم نرسیده. 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. گنجِ عشقِ خود نهادی در دلِ ویرانِ ما سایه دولت بر این کنجِ خراب انداختی - حافظ 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. زحمتی می‌کشم از مردم نادان که مپرس - حافظ 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. عاشق نشدی وگرنه می‌فهمیدی پاییز بهاری‌ست که عاشق شده است - میلاد عرفان‌پور 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. به خون غلتیده‌ام در زخم خنجرها و با یاران وصیت کرده‌ام از هم نگیرند انتقامم را - فاضل نظری 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
‌. شبيه قاصدک‌هاى رها در دشت می‌دانم لبت بر باد خواهد داد روزى دودمانم را - سید تقی سیدی 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. هنوز هم که هنوز است اظهار ادب در مقابله با یک فرد بی‌ادب، مطمئن‌ترین راه تحقیر است. - هاینریش بل 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. همان بهتر که مشت از گوهرِ دریا تُهی باشد چه بسیار و چه کم، هر قدر بردارم پشیمانم - حسین زحمتکش 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. بر ساقه‌های سوخته از زخم رعد و برق رنگین‌کمان چه فایده؟ باران چه فایده؟ - حامد عسکری 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. تو زیباترین حزن من بودی. عزیزترین زخمم بودی. و این که با افعال گذشته از تو یاد می‌کنم، غم‌انگیزترین شکل انقراض است که برگزیده‌ام. - حمید سلیمی 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. کارم چو زلف یار پریشان و درهم‌ است - سعدی 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉