.
شب از جنگل شعلهھا میگذشت
حریق خزان بود و تاراج باد
من آھسته در دود شب رو نهفتم
و در گوش برگی كه خاموش میسوخت گفتم
مسوز اینچنین گرم در خود مسوز
مپیچ اینچنین تلخ بر خود مپیچ
كه گر دست بیداد تقدیر كور
تو را میدواند به دنبال باد
مرا میدواند به دنبال ھیچ
- فریدون مشیری
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
شـب آبی
#بیکلام 🎧🎶
از من مخواه که خودم را برایت شرح دهم!
سکوت را چه کسی درک کرده؟ کدامین قلب، قادر به لمس حقیقت آن بوده؟ قامت کلمات برای اندازهگیری این مفهوم، بسیار ناتوان و حقیراند.
حتما تا کنون دلبستهی چیزی یا کسی شدهای؛ پس بگذار اینگونه برایت بگویم:
دلبستگی صامت، امضای دیگرش تعلق است.
تعلق صامت، چهرهی دلتنگی را دارد.
دلتنگی صامت، رنج روح و جسم را به تن میکند.
رنج صامت، درد است. دردی که تا مغز استخوان، رخنه میکند.
درد صامت، غمِ مادام است.
و غم صامت، "من" هستم محبوبِ جان!
#آیهان_نویس
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
شـب آبی
از من مخواه که خودم را برایت شرح دهم! سکوت را چه کسی درک کرده؟ کدامین قلب، قادر به لمس حقیقت آن بود
بیکلامشو پلی کن، متنو همراهش بخون🎻!