هدایت شده از ششژوئن
با تعجب گفتم: «فراموش؟ آدم میتواند اولین عشقش را فراموش کند؟ ولی به ناپلئون، خداجان، تقریبآ هیچوقت فکر نمیکنم. درعینحال تپشهای قلبم، و خوشبختیای را که آنموقع احساس میکردم، و بالاخره رنجها و ناراحتیهایی را که از آن نصیبم شد هرگز از یاد نمیبرم.»
_دزیره کلاری_
شـب آبی
. سر به زانو نهاده افسرده کنج ایوان گلی که پژمرده خسته از روزگار و سرخورده شده بیزار از این زمانهٔ
از حرارت اگر برشته شدیم
در ازل با غمی سرشته شدیم
روی شبنامهها نوشته شدیم
بیگناهان تا ابد محکوم