.
من گریستهام، آری مدتی است که با هر ضربهی کوچکی با هر بهانه اندکی به گریه میافتم.
دوستِ من، دلم زخم دارد.
- سیمین بهبهانی
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
گريه کردم بی تو روی شانه های جالباسی
عطر تلخت مانده روی تکتک اين پيرهنها
حوض بیماهی، حياط برگريزان، چای بدطعم
باز با گلپونهها «من مانده ام تنهای تنها»
- علیرضا بدیع
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
موج های بيقرار و گوش ماهی ها كه هيچ
عشق، گهگاهی نهنگی را به ساحل میكشد!
- حسین جنتی
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
وقتی مادرم می خندد، احساس می کنم همه چیز خوبه، همه چی آرومه و صلح توی دنیا برام برقراره. این حس آرامش قابل توصیف نیست برام.
–به خاطر يك فنجان قهوه در لندن–
#برشی_از_کتاب
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
من خيلی چيزا در مورد اينكه يه دوست واقعی باشم ،ياد گرفتم اما تنها موندم.
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
شبهایی که این زخمهامو میشمردم کجا بودی؟!
تماشا کن! تو این دردو به دنیای من آوردی...
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
جملهی مطلق «تو میتوانی» جملهی تحقیرآمیزی است.
باور کردنش فریب خوردن و تحقیر خود است و باوراندنش فریبکاری و تحقیر دیگری.
همهی زندگی، داستان نتوانستن است و درک و پذیرش مهربانانهی این نتوانستن، اوج توانایی است.
- دکتر روح الله صدیق
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
چت کردن با ادم درونگرا مثل مصاحبه میمونه، اگر ازش سوال نپرسی اون دیگه چیزی واسه گفتن نداره.
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
شب ها دیوانه اند؛ باور کن!
حرف ها، شب ها مغزت را خورد میکنند.
درد ها، وجودشان را شب ها ابراز میکنند.
و زخم ها، منبعشان را شب ها نشانمان میدهند.
و قلب ها، شب ها دلیل تپششان را...
شب ها آمدهاند تا تو خود واقعیت باشی، همان که از آن در طول روز فرار میکنی!
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉