هدایت شده از ‹𝘶𝘯𝘴𝘢𝘪𝘥›
گرچه این شهر شلوغ است ولی باور کن؛
آنچنان جای تو خالیست صدا میپیچد...
دیدار یار غایب ، دانی چه ذوق دارد؟
ابری که در بیابان ، بر تشنه ای ببارد
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست ؛