ماه مصاحب باوفایی است.هرگز ترکمان نمیکند.همیشه آن جاست.مراقب،استوار،ما را در لحظات تاریک و روشنمان میشناسد،و درست مثل ما مدام در تغییر است.هرروز نسخه ای متفاوت از خودش است.گاهی ضعیف و رنگ پریده،گاهی نیرومند و پرنور.ماه درک میکند انسان بودن یعنی چه.
_خُردم کن
نفسم را حبس میکنم و منتظر میمانم تا دور شود مانند تمام آدم های زندگی ام.
_خُردم کن
زمان های بسیاری نمیخواستم بنویسم،اما کلمات خود به خود یکدیگر را دنبال کردند،چرا که اندکی از آن درد را با خود بیرون بکشند.