عاشق، زمزمه میکند. فریاد نمیکشد.
بانوی گـُل به گونه انداخته، با لهجه ی شیرینش گفت: باید تـَخـَیُل کنیم که در مِه راه میرویم؛ در مِهی بسیار فشرده و سپید. تمام ِ عُمر در مِه. در کنار هم، من و تو،مِه را میپیماییم- آرام، و به زمزمه با هم سخن میگوییم.
در یک مِه نَوَردی ِ طوالنی، هیچ چیز به وضوح ِ کامل نخواهد رسید؛ و به محض آنکه چیزی را آَشکارا ببینیم.مثال چراغهای یک اتوبوس ِ زندان را آن چیز از کنار ما رَد خواهد شد، یا ما از پهلویش خواهیم گذشت. اگر سر
برگردانیم هم با بُغض و نفرت فقط برای آنی میله های پنجره ی اتوبوس را خواهیم دید و یک جٌفت چشم را. و باز مِهِ سپید ِ فشرده مسلط . بگذار خشخاش، شقایق ِ تیغ نخورده بمانـَد، و شک کنیم در اینکه اصلا اتوبوسی در کار است، و میله هایی ، و چشمهایی آنگونه سرشار از خاکستر،وپَرنده .
مِه اگر آنطور که من تخیل میکنم باشد، دیگر از نگاههای چرکین، قلب های کِدِر، رفتارهایی که آنها را رذیالنه مینامیم، گِله مند نخواهیم شد. خائنان ِ به خاک-همان ها که زمین ِ خدا را آلوده میکنند.
#یک_عاشقانهی_آرام
- تو خبرش کردی؟
- نه خودش بو کشیده...
خوب می گذرد. پر و شیرین. خنده. خنده بانوی کتابدار. از خنده ها به خنده می افتد.
در باب همه چیز حرف می زنیم. مددی ، قدری، از اوضاع ناراضی ست. نه از گرانی، از ترس آنکه مبادا انقالب به مخاطره بیفتد. مددی می ترسی. من و تو دلداریش می دهیم. بانوی کتابدار به او نگاه می کند. پسرم به بانوی کتابدار،لبخند می زند. تو می بینی. او حس می کند و برافروخته می شود.
#یک_عاشقانهی_آرام
Yek_Asheghane_Aram_romanbook.pdf
حجم:
2.4M
៹#پی_دی_اف𓂅.⋆📻
یک عاشقانه ی آرام 🫂🪞
نویسنده : نادر ابراهیمی 👤🖋
ژانر : عاشقانه _ اجتماعی 💗✨️
تعداد صفحات : ۱۱۳ 🗂📌
ناشر : رمانسرا 📎📇
سال نشر : ____ 🚫⁉️
#یک_عاشقانهی_آرام