سالها سال بعد هنگامی که سرهنگ آئورلیانو بوئندیا در مقابل سربازانی که قرار بود تیر بارانش کنند ایستاده بود، بعد از ظهر دوردستی را به یاد آورد که پدرش او را به کشف یخ برده بود. در آن زمان، دهکده ماكوندو تنها بیست خانه کاهگلی و نئین داشت. خانه ها در ساحل رودخانه بناشده بود. آب رودخانه زلال بود و از روی سنگهای سفید و بزرگی شبیه به تخم جانوران ماقبل تاریخ،می گذشت. جهان چنان تازه بود که بسیاری چیزها هنوز اسمی نداشتند و برای نامید نشان می بایست با انگشت به آنها اشاره کنی. هر سال، نزدیک ماه مارس
یک خانواده کولی زنده پوش چادر خود را در نزدیکی دهکده بر پا می کرد و با سروصدای طبل و کرنا اهالی دهکده را با اختراعات جدید آشنا می ساخت.
#صد_سال_تنهایی
آنوقت باز ادامه داد تا از پیشگویی و اطمینان تاریخ و نوع مرگ خود مطلع شود ولی لزومی نداشت به سطر آخر برسد چون می دانست که دیگر هرگز از آن اتاق خارج نخواهد شد، چنین پیشگویی شده بود که شهر آیینه ها یا سرابها درست در همان لحظه ای که آئورلیانو بابیلونيا كشف رمز مکاتیب را به پایان برساند، با آن طوفان نوح، از روی زمین و خاطره بشر محو خواهد شد و آنچه در آن مکاتیب آمده است از ازل تا ابد تکرار ناپذیر خواهد بود، زیرا نسلهای محکوم به صد سال تنهایی، فرصت مجددی روی زمین نداشتند.
#صد_سال_تنهایی
SadSal.pdf
حجم:
10.8M
៹#پی_دی_اف𓂅.⋆📻
صد سال تنهایی ☕️🤎
نویسنده : گابریل گارسیا مارکز 👤🖋
ژانر : اجتماعی_رمان 📀💽
مترجم : بهمن فرزانه 👥️©️
تعداد صفحات : ۳۵۹ ✉️🗞
ناشر : نشر امیر کبیر 📜🔦
سال نشر : _____⁉️❓️
#صد_سال_تنهایی