eitaa logo
بخارِ چای.
134 دنبال‌کننده
116 عکس
12 ویدیو
0 فایل
شاعر شدنم علتش این بود ك هر شب، تک مصرع بیتی بنویسم ك بخوانی...
مشاهده در ایتا
دانلود
_
بخارِ چای.
_
مهمان دلم باش ، دلم جای بدی نیست این خانه به غیر از تو سرای احدی نیست .
بخارِ چای.
گر یاد تو جرم است غمی نیست که عشق است؛ جرمی که نوشتند به پای همه ی ما:)
ای دل ناباور من، دیر فهمیدی که عشق از همان روز ازل هم جرم نابخشوده بود...
برای هرچیزی صبر نکنید، تهش قشنگ نیست .
این روزا و آدماش، این روزا و حرفاش، این‌ روزا درداش، نباید دیگه هیچوقت برگردن.
تو سهم دیگری بودی،من درگیر رویایت خجالت می‌کشم از دل ك عمری بازی‌اش دادم.
او فقط آمده بود از دلِ من رد بشود.
_
شبِ آخر است. آخرین شبی که در میان این تپش های سخت، اشک می‌ریزم. نه دوست عزیز؛ قرار نیست به زندگی‌ام خاتمه دهم فقط چیزی را در وجودم ساقط کردم که از اول هم جایی برایش نبود. آنقدر که گلویم را با بُغض ملتهب می‌کرد و می‌خواست از چشمانم بزند بیرون! از شما چه پنهان؟ گمان می‌کنم همه این‌ها از خیره‌سر بازیِ بنده و قهر خداست وگرنه مگر آدمی می‌تواند این‌قدر بی‌چشم و رو باشد؟ باری می‌آمد و در قلبم می‌نشست و باری می‌رفت و دیگر پیدایش نمی‌شد. او فکر می‌کرد می‌تواند مرا دیوانه کند و درست فکر کرد؛ آنقدر دیوانه‌ام که برای همیشه بوسیدمش و گذاشتمَش کنار. -لجن زار-
؛