قطعاً اگر میدانستم، چنین وضعی پیش خواهد آمد
مرگ را بر زندگی ترجیح داده
و اقلاً خود را از تحمل بار افکار جان خراش
خلاص میکردم.
بخارِ چای.
قرار بود که ما پیشمرگِ تو باشیم!
تو رفتهای و چرا زنده ماندهایم ای جان؟
بخارِ چای.
روزی که فکر کردی
یه چیزی رو از ته دل دوست داری
هیچوقت ولش نکن
ممکنه دوباره تکرار نشه!