eitaa logo
بخارِ چای.
135 دنبال‌کننده
116 عکس
12 ویدیو
0 فایل
شاعر شدنم علتش این بود ك هر شب، تک مصرع بیتی بنویسم ك بخوانی...
مشاهده در ایتا
دانلود
بخارِ چای.
داستانِ دست ها.
دست هایت تضمینی بود که باید می‌گرفتم...
کاش می‌شد سال‌ها محوِ تماشایت شوم تا قیامت شاعر ِچشمان ِزیبایت شوم
__
بخارِ چای.
__
نازِ چَشمان تُو را باید به هَر قیمت خَرید بَس خُدا چَشمان زیبای تُو را ناز آفرید
من ندانم زِ نگاه تو چه خواندم ، اما دانم این چشم همان قاتلِ دلخواه من است
هرچند می‌رود! بروم چای دم کنم ‌شاید کمی نشست؛ خدا را چه دیده‌ای...
خوش آمدی! بنشین که چایِ تازه دم دارم، آه ای خیالِ دلنشین؛ بنشین که غم دارم.
اندازه یک استکان چای وقت داری؟
بخارِ چای.
اندازه یک استکان چای وقت داری؟
یعنی به قدر چای هم ارزش..؟ نه بی خیال او استکان چایی خود را نخورد و رفت... بغض مرا به دست غزل ها سپرد و رفت...
؛
بخارِ چای.
؛
اندازه‌ی ِتمام ِدوستت دارم‌های ِدنیا ، دوستت دارم .